پنجشنبه، ۱۰ قوس ۱۴۰۱

محقق خراسانی

تاریخ پنجشنبه، ۲۲ ثور ۱۴۰۱
نویسنده عبدالله جعفری
دسته بندی انتشارات چاپ‌های پیشین
امتیاز دهی
امتیاز 0از 5 - 0 رای
بازدید 126

 

زندگی‌نامه آیت‌الله محقق خراسانی
تهیه کننده:  دکتر عبدالله جعفری

آیت‌الله شیخ محمدعیسی قاسمی محقق خراسانی عالم فاضل، استاد برجسته، خطیب توانا، مبلغ ارجمند در میان ایل خاوری خراسان ایران متولد شد، با عزیمت به حوزه علمیه نجف اشرف و فراگیری علوم دینی از اساتید نامدار و برجسته حوزه نجف، تبدیل به استاد توانا گردید. در عرصه تألیف با خلق آثار علمی در دانش‌های مختلف علوم دینی به عنوان یکی از مؤلفان شناخته مطرح گردید. این کار در زمان خود از اهمیت به سزا داشت. در فن خطابه و سخنوری سرآمد همگان شد. توانمندی او در عرصه تبلیغ وخطابه موجب گردید که در نجف شهرت بسزا یابد. در بسیاری از مراسم‌های بزرگ از محقق خراسانی به عنوان خطیب دعوت به عمل آمد. او در دفاتر بسیاری از مراجع تقلید آن زمان به ایران سخن و خطابه پرداخت و مورد اهتمام بزرگان بود. در کوتاه‌ترین زمان در حوزه علمیه نجف به عنوان یکی از فضلای نامدار و خطبای مشهور خاوری و افغانستانی شناخته شد.

مهم‌تر از همه آنچه محقق خراسانی را از دیگران متمایز ساخت سه مؤلفه مهم در زندگی او بود: شناخت مشکلات جامعه، احساس درد و وظیفه و تلاش در جهت رفع آن. این سه مؤلفه از نجف ذهن و ضمیر محقق خراسانی را به خود مشغول داشت و تا آخر حیات دغدغه او بود. در نجف تلاش خود را در جهت ارتقای توانایی علمی طلاب مردم معطوف ساخت و مشکلات آنان را در خطابه‌های خود گوشزد کرد، راه حل و علاج برای آن معین می‌ساخت. در بسیاری از درخواست‌های معقول و عادلانه از حوزه نجف در کنار شیخ محمدعلی مدرس افغانی حضور داشت. مدرس افغانی به عنوان مدرس برجسته حوزه نجف و محقق خراسانی به عنوان زبان گویای مردم و طلاب در کنار هم  و مکمل همدیگر بودند. محقق خراسانی پس از عزیمت به ایران حرکت‌ها و کارهایی که منجر به اعتلای جایگاه مردمش می‌گردید آن را به دیده ارج نهاده و در حد توان از آن حمایت می‌کرد. حمایت او از رهبری سیاسی شهید عبدالعلی مزاری و حمایت او از مرجعیت دینی آیت‌الله  شیخ قربانعلی محقق کابلی در همین راستا بود

این زندگی‌نامه کوششی است در جهت روشن ساختن ابعاد زندگی محقق خراسانی. امید است که توانسته باشد تصویر روشن از فرازهای زندگی او ارائه نماید. خوشبختانه بخش زندگی نجف در زمان حیات ایشان توسط دو تن از شاگردانش سید محمد محقق دایزنگی ورسی و شیخ غلام‌حسن فصیحی یکاولنگی در نجف تدوین شده و در آخر کتاب المؤلفون الافغانیون المعاصرون آمده است. روشن است آنان مطالب زندگی‌نامه را از زبان استاد شان شنیده و نگارش نموده‌‌اند. منبع دیگر در جهت تدوین این زندگی‌نامه آثار محقق خراسانی است که چه بسا از لابلای آثار او، گوشه‌های از زندگی ایشان استفاده می‌شود. آخرین منبع دوستان و شاگردان محقق خراسانی است که به صورت مستقیم از او مطالبی را شنیده‌اند.

فصل اول: وضعیت خانوادگی

1-1. خانواده و نیاکان

زندگی اجتماعی مردم افغانستان بر اساس قوم و قبیله و طایفه استوار است. ‌آیت‌الله محقق خراسانی از قوم بزرگ و ریشه داری بنام خوجه احمد از مردم بابه‌جی دایزنگی بود. این طایفه در قریه جنگلگ کرمان از توابع ولایت غور ولسوالی لعل و همجوار با ولسوالی پنجاب ولایت بامیان، زندگی ‌می‌کردند. ایمان، صداقت، تقوا، پایبندی به واجبات و شعائر الهی، علم دوستی و عالم پروری از ویژگی‌های بارز این طایفه و مردمان این منطقه بود.

پدر بزرگوار ایشان شخص متدین و علم دوست و عالم پرور بنام قنبرعلی است که دارای دو برادر به نام‌های شیخ میرزا علی و قاسم است. شیخ میرزا علی، عموی گرا‌می‌ محقق خراسانی از علمای فاضل، خدمت‌گذارو خوش‌نام منطقه کرمان بود. طبق گزارش ناصری انتخاب لقب «قاسمی» توسط محقق خراسانی در برخی تألیفاتش به خاطر عمویش «قاسم» است.[1] سید محمد محقق دایزنگی در المؤلفون الافغانیون پدر محقق خراسانی را قاسم و جد شان ران کربلایی علی معرفی کرده است.[2]

با توجه به‌ این‌که ناصری کرمانی از هم‌سن و سالان محقق خراسانی و هم منطقه با اوست، سخن او دقیق‌تر به نظر می‌رسد، به خصوص این‌که لوح قبر محقق خراسانی آن را تأیید می‌کند. این گونه حک شده است:

آرامگاه ابدی فقیه و فیلسوف برجسته جهان اسلام، استاد حوزه و دانشگاه، یار دیرین حضرت امام(ره) مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عیسی محقق قنبری خراسانی فرزند قنبرعلی که در تاریخ 1322 در مشهد متولد و بیش از نیم قرن تلاش و مجاهدت در راه احیای دین و تبلیغ معارف اسلامی و تربیت شاگردان مبرز در حوزات پربار نجف اشرف و مشهد و تألیف کتب ارزشمند سپری کرد. سر انجام در شامگاه 1/ 11/ 1378 به دیار باقی شتافت و این گونه خورشید فروزنده علم و دانش غروب کرد. عاش سعیدا و مات سعیدا.[3]

2-1. هجرت به ایران

والد مکرم و عموهای محقق خراسانی از جمله طوایف و ایل و تبار هزاره‌هایی است که بر اثر ظلم و جنایات حکومت وقت افغانستان به طور اجباری از افغانستان هجرت نموده و وارد ایران ‌می‌شوند. تاریخ دقیق این هجرت معلوم نیست؛ لیکن احتمال داده ‌می‌شود که در اوایل 1345 هجری قمری حدود 1300 هجری شمسی و یک قرن قبل از این تاریخ بوده است؛ چون در کتاب المؤلفون آمده است: والد ماجد ایشان متولد افغانستان، در حدود سن ده سالگی از وطن هجرت نموده و به مشهد مقدس مشرف شده‌اند.[4]

خانواده پدری و عموهای ایشان ابتدا در نوار مرزی افغانستان و ایران اقامت ‌می‌گزینند و پس از مدتی ساکن یکی از روستاهای شهر فریمان از توابع مشهد مقدس بنام «چلمه سنگ» ‌می‌شوند. انتخاب این نام برای این روستا از طرف هزاره‌های کوچیده از افغانستان صورت گرفته است.[5]

3-1. زادگاه و تولد

محقق خراسانی در سال 1355 هجری قمری (برابر با 1315 خورشیدی) در قریه گیامی متولد شده است. جواد حسینی از شعرای خاوری مطلب را این گونه به زبان نظم کشیده است:

یك هزار وسیصد و پنجاه و پنج                                 رفت از تاریخ هجرت خود بسنج

روستایی نام او قاسم علی                                          در گیامی اصلش از كرمان ولی

نی ز كرمانی كه در ایران بود                       تابع لعل است و در افغان بود

در دهستانی كه بودی پای كوه                     كوه بدهد مرد بینا را شكوه

كودكی در خانه اش بگشاد چشم                              خالى از مهر و دلی خالى ز خشم

از محبت كرد عیسی نام او                                         همچو عیسی صید چرخش دام او[6]

فصل دوم: تحصیل و تدریس علوم دینی

1-2. هجرت به نجف اشرف

محقق خراسانی در سن ده سالگی همراه با پدر و عموی خود میرزا علی در سال 1365ه‌ـق(برابر با 1325 خورشیدی) از خراسان به قصد زیارت عتبات عالیات به عراق سفر می‌نمایند و در نجف اشرف اقامت اختیار می‌کنند.[7] در گزارش دیگر فقط همراه عموی خود میرزا علی به نجف اشرف مشرف شده و در شهر علم پیامبر مشغول تحصیل می‌شوند.[8] در هر صورت پدر و عموی او در نجف همراه او بوده و در همان‌جا از جهان رخت بربسته و در شهر بارگاه امیر مؤمنان مدفون می‌شوند.

2-2. تحصیل دروس سطح

محقق خراسانی از همان بدو ورود در نجف با رهنمود و تشویق پدر و عمویش مشغول تحصیل علوم دینی گردید و در اندک زمانی توانایی درک مطالب و استعداد سرشار در تبیین و تقریر مطالب علمی برای همگان مشخص می‌گردد. در طی ده سال درس سطوح را به پایان می‌رساند. می‌گوید: من در سن بیست سالگی از تحصیل سطوح فارغ شدم و قسمتی از سطوح را تدریس می‌کردم.[9]

3-2. اساتید محقق خراسانی

از اساتید محقق خراسانی در دوره سطح چیزی روشنی در آثار محقق خراسانی و در مصاحبه‌های شاگردان و هم سن و سالان او دیده نشده است. محقق خراسانی در الیتیمه تنها از شیخ محمدکاظم تبریزی به عنوان استاد کتاب الحاشیة علی تهذیب المنطق یاد نموده است.[10] هم‌چنین استادی بنام سید محمد جواد طباطبایی تبریزی بر هدایة‌ المنطق محقق خراسانی تقریظ نوشته است. این تقریظ در ابتدای کتاب آمده است.[11] نظر به این‌که معمولا تقریظ یا تأیید کتاب‌ها بر اساس روابط شاگردی و استادی صورت می‌گیرد، می‌توان گفت او نیز جزء اساتید محقق خراسانی است. حال چه کتابی را نزد ایشان خوانده است، دقیق معلوم نیست؛ اما به صورت حدس می‌توان گفت باید شرح منظومه سبزواری را نزد او خوانده باشد. البته در مورد هر دو استاد ما اطلاعی از شرح حال آنان نداریم. نیز نمی‌دانیم مقصود از محمد کاظم تبریزی همان میرزا کاظم تبریزی است یا شخص دیگری. به احتمال قوی مراد میرزا کاظم تبریزی است، به خصوص این‌که تدریس حاشیه توسط این استاد برجسته در نجف مقارن با سال 1326 همان آوان حضور محقق خراسانی در نجف است.

میرزا کاظم تبریزی در سال 1340 قمری (برابر با 1300 شمسی) در تبریز متولد شد. ادبیات و فقه را در نزد اساتید هم‌چون میرزا علی اکبر ادیب اهری و فاضل دمیرانی، ملا احمد تاهباز و فلسفه را نزد آیت‌الله شیخ محمدعلی شاه آبادی و میرزا مهدی آشتیانی فراگرفت. در سال 1361 قمری جهت تحصیل به نجف اشرف مشرف گردید. در نجف در درس اساتید بزرگی آیات شیخ موسی خوانساری،‌ شیخ محمدعلی کاظمی شاگردان محقق نائینی، شیخ مرتضی طالقانی، میرزا علی قاضی، شیخ محمدکاظم شیرازی، شیخ محمدرضا آل یاسین آیات عظام سید ابو الحسن اصفهانی،سید محسن حکیم،  شیخ حسین حلی، سید محمود شاهرودی، سید ابراهیم اصطهباناتی، سید محمدهادی میلانی و سید ابو القاسم خویی شرکت جسته و ازخرمن دانش هر کدام خوشه‌ها چید. آخرین استاد او آیت‌الله خویی بود.[12]

تبریزی در مدت حضور در نجف علاوه بر حضور در دروس اساتید برجسته نجف به تدریس سطوح عالی همت گماشت، از سال 1326 تدریس کتاب‌های حاشیه تهذیب المنطق، معالم الاصول، شرح باب حادیعشر، قوانین، رسائل و کفایه را تدریس کرد. در زمره اساتید نامدار نجف قرار گرفت. در سال 1350 به ایران بازگشت و تدریس در حوزه علمیه قم را آغاز کرد و به مدت هفت سال خارج باب اجتهاد و تقلید و بخشی از کتاب طهارت عروه را در مسجد سلماسی قم تدریس کرد. اما از سال 1358 به دلیل مریضی تدریس او تعطیل گردید. پس از آن به مدت 16 سال در منزل به تحقیق و تألیف پرداخت.[13]

آثار زیادی از تبریزی باقی مانده است؛ از جمله القواعد الفقهیة در 40 جلد، التعلیقة‌ علی العروة الوثقی در 100 جلد، تعلیقه بر منظومه سبزواری در 10 جلد و تعلیقه بر رسایل در 40 جلد،‌ حاشیه بر کفایة الاصول در 40 جلد و تطبیقات الوسائل در 40 جلد است. طبق وصیت به ورثه اجازه چاپ و نشر آن را نداده است. امید است روزی آثار او چاپ شود.[14]  از حسنات دیگر این استاد فرهیخته فرزندان فرهنگی است از جمله می‌توان به فرزند شان شیخ حسن قاروبی تبریزی مؤلف النضید فی شرح روضة الشهید اشاره کرد. هم چنین داماد ایشان شیخ غلام‌رضا فیاضی از مدرسان برجسته فلسفه اسلامی در دوران معاصر است.[15]

تبریزی در میان صفات پسندیده اخلاقی از قوت حافظه عجیب و شگرف برخوردار بوده است، فروع فقهی عروه و متون بسیاری از کتاب‌ها را از حفظ می‌خوانده، هرگاه هم به کتابی آدرس می‌داده با تمام مشخصات، جلد و صفحه آن را بیان می‌کرده است؛ در حالی‌که از مراجعه آن کتاب شاید سال‌ها می‌گذشته است.[16] هم چنین از صفات بارز ایشان احتیاط شدید ایشان را در مسایل شرعی می‌توان نامبرد.

در مورد سایر اساتید محقق خراسانی می توان گفت: در برهه زمانی زندگی محقق خراسانی در نجف، اساتید برجسته سطوح عالی در نجف اشرف آیت‌الله شیخ محمدعلی صدرا بادکوبه‌ای و آیت‌الله مجتبی لنکرانی بودند، به طور معمول محقق خراسانی باید در نزد آنان سطوح عالیه را آموخته باشد. همین‌طور علوم معقول را باید نزد صدرا بادکوبه‌ای فراگرفته باشد، چون او جزء اساتید برجسته علوم معقول به شمار رفته و کتاب‌های چون منظومه و اسفار ملا صدرا را به خوبی تدریس می‌نمود.

محقق خراسانی پس از تحصیل سطوح عالی وارد مرحله بعدی تحصیل شده و در دروس خارج بزرگان نجف اشرف شرکت جست. به طور مشخص آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی جزو اساتید اوست، باری در کتاب‌های متعدد خود از او بنام السید الاستاذ یاد می‌کند. نویسندگان این گونه تعابیر را به طور معمول در جایی به کار می‌برند که شخص نزد او تلمذ کرده باشد. محقق خراسانی در آثار خود از این استاد برجسته حوزه به عظمت و بزرگی یاد می‌کند. در جایی می‌گوید:

سیدنا الإمام الخوئی زعیم هذه الحوزة العلمیة وقائدها الأول فی التربیة والتفکیر فی الفقه العالی الاسلامی؛ سرور ما امام خویی زعیم حوزه علمیه و رهبر اول حوزه در عرصه تربیت و اندیشه در فقه اسلامی است.[17]

استاد برجسته‌ای دیگری را که محقق خراسانی در درس او حضور یافته امام خمینی است. در دست نوشته‌های آیت‌الله محقق خراسانی که به دست نگارنده رسید، این مطلب به صراحت آمده است. در جایی می‌گوید: من در درس ولایت فقیه امام خمینی حضور داشتم و در دست‌نوشته‌‌هایم از درس نکاتی است که در کتاب منتقل نشده است. نیز در کتاب الکفاح الاسلامی از ایشان نام السید الاستاذ الامام الخمینی دام ظله یاد می‌کند.[18]

در گفتگویی که نگارنده در زمستان 1397 با سید محمدعلی عالمی بلخابی داشتم، او آیت‌الله میرزا هاشم آملی را از اساتید درس خارج محقق خراسانی معرفی کرد. میرزا هاشم آملی از شاگردان برجسته ضیاء الدین عراقی به شمار رفته و پدر علی لاریجانی رئیس سابق مجلس ایران و صادق لاریجانی رئیس سابق قوه قضائیه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران است.

هم‌چنین یکی دیگر از شاگردان محقق خراسانی اظهار داشت او در درس‌های خارج فقه آیت‌الله سید محسن حکیم و درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدباقر صدر نیز حضور داشت.[19] در پیام تسلیت آیت‌الله محقق کابلی به مناسبت درگذشت محقق خراسانی از آیات عظام امام خمینی، سید ابو القاسم خویی و شهید سید محمدباقر صدر به عنوان اساتید محقق خراسانی یاد شده است.[20] بدین ترتیب محقق خراسانی در نزد چهره‌های شاخص علمی آن زمان تلمذ نموده است.

در عرصه علوم معقول محقق خراسانی افزون بر آن‌که در نجف اشرف نزد اساتید آنجا به تلمذ پرداخت و کتاب‌های را در این زمینه تألیف کرد. الیتیمة فی شرح الحاشیة، هدایة‌ المنطق شرح منطق منظومة و شرح حکمت منظومه از این مجموعه است؛ در عین حال پس از بازگشت به ایران جهت تکمیل فلسفه اسلامی درس‌های بحث حرکت اسفار آیت‌‌الله شهید مرتضی مطهری و درس‌های اسفار جلد سوم آیت‌الله عبدالله جوادی آملی نیز استفاده کرد. هم اکنون تقریر این درس‌ها به زبان عربی موجود است.

4-2. تدریس در حوزه نجف

آیت‌الله محقق خراسانی تدریس علوم دینی را از همان نجف آغاز کرد. باز هم در این مورد گزارش از آغاز زمان تدریس و طول تدریس و کتاب‌های تدریس شده ایشان نداریم؛ ولی این مقدار مورد وفاق شاگردان ایشان است، وی در هر عرصه‌ای به تدریس می‌پرداخت توانایی خاص در حل و تبیین مطالب داشت. این خود حکایت از قدرت و توانایی علمی او دارد.

در گزارش یکی از دوستان او آمده است: محقق خراسانی در نجف کتاب‌های رسایل،‌ مکاسب و کفایه را تدریس داشت.[21] هم‌چنین در گزارش دیگر آمده است او کتاب‌های حاشیه، شمسیه، مطول، حکمت منظومه را تدریس می‌کرد؛ بلکه به تدریس درس خارج نیز همت گماشت. در مورد تدریس مطول او می‌گوید:

‌یکی از دوستان به نام شیخ صادق اکبری از دایکندی نقل می‌کرد: بعد از رحلت آیت الله شیخ موسی عالمی‌ بامیانی (صاحب شرح مطول) که مطول درس می‌گفت گیر کرده بودیم چه کسی درس مطول را که بگوید، درس آیت‌الله مدرس افغانی خیلی طولانی است، آمدیم خدمت آیت‌الله خراسانی و تقاضا نمودیم که درس مطول بگوید، ایشان پذیرفت. وقتی درس مطول را شروع کرد، فهمیدیم ایشان متخصص است و از آیت الله شیخ موسی هم قوی‌تر است.خلاصه ایشان در همه درس‌های علوم حوزوی مسلط بود.[22]

5-2. هجرت و تدریس در سوریه

محقق خراسانی همزمان با اخراج طلاب خارجی از عراق در سال 1357 شمسی او نیز از عراق اخراج شده، ابتدا به سوریه رفت و مدت کوتاهی در آنجا باقی ماند و به تدریس علوم دینی پرداخت.[23] استاد سرور دانش معاون رئیس جمهوری از درس‌های او این گونه یاد می‌کند:

بهار 1358 بود که ما جمعی از طلاب، برخی از درس‌ها را نزد ایشان شروع کردیم. درسی که من برای مدتی اشتراک داشتم، درس کتاب الخیارات مکاسب بود. با این‌که این کتاب را خوانده بودم و سطوح عالی را به پایان رسانده بودم، ولی دوباره در این درس اشتراک کردم تا از دانش استاد محقق خراسانی استفاده بیشتر کنم. ایشان می‌گفت: نمی‌خواهم صرفا متن کتاب را تدریس کنم، بلکه هدف من در این نوع درس‌ها این است که از شاگردان خود، مجتهد و فقیه تربیت کنم. در این درس به راستی ژرفای علمی و تسلط کامل ایشان بر مباحث بسیار فنی و پیچیده فقهی را درک کردم و این‌که بر عکس آن تصویری که از نجف عراق از ایشان داشتم، نه تنها یک خطیب زبردست و بی‌نظیر، بلکه یک استاد چیره دست و یک فقیه برجسته و یک مجتهد مسلم نیز هستند. درس خیارات مکاسب ایشان هر چند از ناحیه متن کتاب پیشرفت زیادی نداشت و به کندی پیش می‌رفت؛ چون در هر جلسه درسی، بیش از پنج یا شش سطر کتاب را تدریس نمی‌کرد؛ ولی همان چند سطر را به اندازه کافی مورد موشکافی  نقد و بررسی قرار می‌داد. در واقع این درس کاملا مشابه درس‌های خارج فقه حوزه و همان‌طور که خود ایشان می‌گفت: مجتهد ساز بود. در کنار این درس، مضامین دیگری در منطق و فلسفه و اصول فقه را نیز تدریس می کرد.[24]

6-2. تدریس در حوزه مشهد

محقق خراسانی پس از توقف کوتاه چند ماهه در سوریه به ایران بازگشت، ابتدا در شهر قم اقامت گزید. هم اکنون منزل محقق خراسانی که توسط شخص دیگری خریداری شده، موجود است. اما پس از مدتی به زادگاه خود خراسان بازگشت و تا آخر عمر در همان‌جا باقی ماند.

محقق خراسانی در حوزه علمیه مشهد به تدریس علوم دینی پرداخت. به طور دقیق کتاب‌ها و مضامین تدریس شده توسط او در دست نیست. دقیق‌ترین گزارش از درس‌های او توسط یکی از شاگردان او بنام ناصری یکاولنگی ثبت شده است. او روز شمار تدریس محقق خراسانی را به صورت زیر ثبت کرده است:

  1. تدریس کفایة‌ الاصول از تاریخ 26/ 9/ 1358 آغاز و در تاریخ 11/ 12/ 1360 به مدت دو سال و سه ماه و دوازده روز به طول انجامید.
  2. تدریس رسائل شیخ انصاری در تاریخ 26/ 9/ 1358 آغاز و در تاریخ 5/ 3/ 1362 خاتمه یافت.
  3. تدریس مکاسب شیخ انصاری در تاریخ 10/ 1/ 1362 آغاز و در تاریخ 5/ 8/ 1366 خاتمه یافت. در این دوره کتاب به طور کامل درس گفته شده و در مجموع چهار سال و هفت و ماه و 22 روز به طول انجامیده است.
  4. شرح حکمت منظومه را در تاریخ 15/ 6/ 1362 آغاز کرده و در تاریخ 20/ 8/ 1370 به پایان رسانید.
  5. شرح تجرید الاعتقاد در کلام از تاریخ 13/ 9/ 1370 شروع کرده و تا صفحه 71 تدریس نمود. اما به جهت کارهایی تعطیل گردید.
  6. تدریس کتاب اقتصادنا و فلسفتنای شهید صدر.
  7. تدریس خارج فقه؛ این درس را در مشهد مقدس شروع نمود؛ اما به دلیل موانعی تعطیل گردید.[25]

7-2. تدریس در دانشگاه تهران

جامعیت ‌علمی ‌استاد محقق خراسانی موجب گردید برای تدریس در دانشگاه تهران از او دعوت به عمل آید. دروس فلسفه و عقاید از جمله موضوعاتی بود که در دانشگاه تدریس ‌‌کرد. شرح منظومه سبزواری را به گونه‌ای تدریس ‌می‌نمود که کرسی استادی دانشگاه تهران را از سایر اساتید ربوده بود. کتاب‌ها و‌اندیشه‌های فلسفی شهید استاد مطهری در آن زمان در دانشگاه‌ها مطرح بود، مورد نقد و بررسی قرار می‌داد و خود نظریه پردازی ‌می‌کرد؛ هر چند مدت تدریس او در دانشگاه تهران مدت طولانی ادامه نیافت. محقق خراسانی ‌می‌گوید:

«در ضمن درس‌های منظومه آرای شهید مطهری را در پاره ای از مسائل که داشت نقد ‌می‌کردم، به من اعتراض شد که نمی‌شود کسی نظریات شهید مطهری را رد کند، من گفتم: آقایان! شما با دفتر حضرت امام تماس بگیرید و به ‌آیت‌الله رضوانی بگویید که محقق خراسانی چنین چیزی ‌می‌گوید، من تابع آرای خود هستم و در علوم عقلیه و نقلیه صاحب نظرم و نظرات کسی را بدون دلیل و برهان رد ‌نمی‌کنم».[26]

8-2. آثار و تألیفات

بیشترین توفیق محقق خراسانی در عرصه تألیف در نجف اشرف بود. در این دوره توانست آثار علمی متعددی را تألیف نماید. طبق آن‌چه در کتاب المؤلفون الافغانیون آمده به شرح زیر است:

الف. آثار فلسفی و منطقی

  1. جزء أوّل « هداية المنطق» شرح لئالى منظومه در موضوع منطق- مطبوع.
  2. جزء دوم « هداية المنطق» شرح لئالى منظومه در موضوع منطق- مخطوط.
  3. جزء سوم« هداية المنطق» شرح لئالى منظومه در موضوع منطق- مخطوط.
  4. « هدایة الحكمه» شرح حكمت منظومه نیز اجزاء متعدد مخطوط و ناقص.
  5. جزء أوّل «الیتیمة» شرح حاشیه ملا عبدالله در منطق مطبوع.
  6. جزء دوم « الیتیمة» شرح حاشیه ملا عبدالله در منطق مطبوع.
  7. جزء أوّل «الإیضاح القاسمی» شرح بیع مكاسب در موضوع فقه مخطوط.
  8. جزء دوم «الإیضاح القاسمی» شرح بیع مكاسب در موضوع فقه مخطوط.
  9. «ابدع الوسائل- فی شرح قطع الرسائل در موضوع أصول فقه مخطوط.

ب. آثار فقهی- اخلاقی

  1. جزء أوّل «سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی مطبوع.
  2. جزء دوم «سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی مخطوط.
  3. جزء سوم «سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی مخطوط.
  4. الكفاح الإسلامی فی مشكله الفقر؛‌ در موضوع فقه و اخلاق- مخطوط.
  5. الكفاح الإسلامی- فی مشكله المرض؛ در موضوع اخلاق- مخطوط.
  6. الكفاح الإسلامی- فی مشكله الجهل؛ در موضوع اخلاق- مخطوط.

ج. آثار تاریخی

  1. المؤلفون الأفغانیون المعاصرون- در موضوع تاریخ- مطبوع.
  2. العلماء و الأدباء من أفغانستان بین الأمس و الیوم در موضوع تاریخ مخطوط.
  3. الهزارة فی التاریخ؛ این3 جزء از كتاب الأفغانیون فی التاریخ.
  4. خصال نامتناهی در صفات مرد نامتناهی على (ع)؛ مخطوط.

د. آثار کلامی

  1. جزء أوّل « ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.
  2. جزء دوم « ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.
  3. جزء سوم« ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.
  4. جزء چهارم «ارغام الجاحدین- فی دحض شبهات الملحدین- مخطوط.[27]
  5. شرح کشف المراد؛ این کتاب از ابتدای امور عامه کتاب تا مسأله 36 آن را شرح نموده است و مؤلف نتوانسته آن را کامل نماید.

هـ. آثار عمومی

  1. مذهب و قومیت.
  2. رمز تأخر مردم هزاره.

شیخ جانعلی اعتمادی معروف به اعتمادی هزاره‌ها از دوستان محقق خراسانی از این دو کتاب در مصاحبه خود با مجله عدالت و امید نامبرده و افزوده است: قرار بود کتاب مذهب و قومیت را من پاک نویسی کنم؛ ولی به دلیل گرفتاری‌ها موفق نشدم.[28]

  1. تقریرات درس حرکت اسفار شهید مطهری؛ این کتاب شامل مجموعه درس‌های شهید مطهری است که توسط محقق خراسانی به زبان عربی تقریر شده و در نزد خانواده‌اش موجود است.
  2. تقریرات اسفار جلد سوم آیت‌الله عبدالله جوادی آملی؛ این کتاب نیز تقریرات درس‌های آیت‌الله عبدالله جوادی آملی است که توسط محقق خراسانی نگارش یافته است. گویا ایشان از طریق نوارهای صوتی درس‌های حرکت اسفار و جلد سوم اسفار را گوش داده و درس‌های اساتیدش را تقریر نموده است. تقریرات این دروس در نزد خانواده محقق خراسانی موجود می‌باشد.
  3. مجموعه تقریرات و دسته‌نوشته‌های مختلف؛ جانعلی اعتمادی در مصاحبه خود می‌گوید: مجموعه دست ‌نوشته‌های محقق خراسانی بالغ بر 5000 هزار صفحه می‌گردید آن را به شیخ حسین مؤید سپرد تا از آن استفاده شود و ایشان یک دوره کپی از آن آثار گرفته و اصل نوشته‌ها را برگردانید.[29]
  4. تقریرات درس‌های آیت‌الله محقق خراسانی؛ سنت تقریر نویسی و یادداشت برداری و بازنویسی درس اساتید در حوزه‌های علمیه امر متعارف و رایج است. چه بسا تقریرات دروس به صورت کتاب مستقل به عنوان درس‌های اساتید برجسته چاپ و نشر شده است، به عنوان نمونه به تقریرات درس‌های آیت‌الله محمدحسین نائینی و آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی اشاره کرد. محقق خراسانی نیز در مدت زمانی که در مشهد مقدس تدریس داشت، تقریرات درس‌های مختلف ایشان توسط شاگردان ایشان نگارش یافت. شاید بتوان گفت: شاگردی که در تمام درس‌های محقق خراسانی حضور داشته ناصری یکاولنگی است. ایشان در گزارش خود هم تاریخ شروع و ختم درس‌ها را یادداشت کرده و هم دفتر‌های مکتوب از تقریرات درس‌های محقق خراسانی را گزارش داده است.[30]

بخشی از تقریرات ایشان به دست نگارنده رسید، در حقیقت یادداشت‌های است که در زیر دست نگارش یافته و نیاز به کار و تقریر منقح و منظم دارد. این کار جز از نویسنده آن ساخته نیست.

9-2. شاگردان محقق خراسانی

آیت‌الله محقق خراسانی در عرصه تدریس و در عرصه تبلیغ و خطابه استاد بود. به فراخور تخصص و توانایی در این دو حوزه شاگردانی را در هر دو عرصه تربیت کرد. افرادی زیادی از تدریس علوم دینی او بهره بردند و تعداد دیگری نیز هر چند در درس‌های کتب حوزوی در درس او حضور نیافتند؛ اما از ایده و فکر او متأثر شدند و از راهنمایی‌ها و ارشادات او در عرصه تبلیغ و خطابه بهره بردند؛ چون محقق خراسانی در عرصه تبلیغ و خطابه در نجف سرآمد همگان بود. شیخ محمدباقر فاضلی می‌گوید:

از جمله کسانی که زیر نظر ایشان تربیت شدند وسخنرانی‌ها و فکر و اندیشه اوتاثیر گزار بود یکی استاد قربانعلی عرفانی یکاولنگی بود که بسیاری از اوقات همراه ایشان بود، در مجالس قبل از آیت الله محقق خراسانی سخنرانی می‌کرد. دیگری سید غلام‌حسین موسوی بود، این دو خیلی متأثر از روحیات و اندیشه‌های آیت الله محقق خراسانی بودند. اشخاص دیگر شیخ حبیب الله صادقی از پنجاب و آقای معصومی ‌‌از لعل بودند، شخص دیگری به نام مبلغ بود که آن زمان خیلی جوان بود و الآن در مشهد است.[31]

اما شاگردانی که مدت زمانی در درس محقق خراسانی حضور یافتند افراد زیر است:

  1. سید محمد محقق ورسی؛ زندگی‌نامه محقق ورسی در کتاب المؤلفون الافغانیون آمده است. طبق گزارش آیت‌الله خادم حسین فاضل ورسی او کتاب‌های رسایل و مکاسب و کفایه را نزد محقق خراسانی خوانده است و از تدریس ایشان هم بسیار زیاد تمجید ‌می‌کرد.[32]
  2. استاد سرور دانش معاون ریاست جمهوری افغانستان؛ در مطالب پیشین گذشت ایشان در درس‌های محقق خراسانی در سوریه حضور داشته است.
  3. از سایر شاگردان محقق خراسانی اطلاعی در دست نیست.

فصل سوم: فعالیت‌های دینی- اجتماعی

در میان فرزانگان علم و دانش ‌اندک‌اند افرادی که هم جامع معقول و منقول باشند و هم صاحب قلم و زبان در تدریس و تبلیغ و هم فعال و تگاپوگر در عرصه اجتماعی و سیاسی. محقق خراسانی همه این ابعاد را داشت و از این جهت منحصر به فرد در میان هم دوره­های خود بود. به طور کلی فعالیت‌های دینی و اجتماعی او را می‌توان در سه محور دسته بندی کرد:

1-3. خطابه و تبلیغ

آیت‌الله محقق خراسانی در عصر خود در عرصه خطابه و تبلیغ سرآمد همگان بوده و همین امر موجب شهرت فراگیر او گردید و او را در نظر عالم و عامی، بزرگ و متمایز ساخت. سخنرانی‌های پر محتوا، ابتکاری، جذاب، بی‌نظیر و شیوای او چنان عالمانه بوده است که علاوه بر اقشار مختلف مردم از عرب و عجم، بزرگان حوزه علمیه نجف و سرآمدان حوزه مانند آیت‌الله العظمی امام خمینی، آیت‌الله العظمی خویی و آیت‌الله صدرا بادکوبه‌ای را به پای منبر او می‌کشانید. در هنگام سخن لؤلؤ منظوم و در منثور از لسان مبارکش برای تشنه کامان سخن بلیغ و مطالب عمیق گسترانیده می­شد و منبر عجیب و غریب داشت. خطابه‌های او متفاوت و ابتکاری بود. به دو زبان عربی و فارسی به ایراد خطابه و سخنرانی می‌پرداخت، برای عرب‌ها به زبان عربی و برای دیگران به زبان فارسی ایراد سخن می‌کرد.[33] یکی از خطبا و واعظان برجسته کشور در مورد او می‌گوید:

من منبر آیت‌الله فلسفی را زیاد گوش کردم، زیاد هم دیدم، سخنور عجیب و غریب بود. واقعا سخنور توانایی بود؛ ولی مطالبی که محقق در منبر داشت، او نداشت. به هر صورت مثل محقق خراسانی کم داریم. حالا اصلا نداریم، جوان‌ها و کسانی هستند که صحبت خوبی می‌کنند؛ ولی ابتکاری نیست، محقق خراسانی مرد بزرگواری بود، خدا رحمتش کند. تدریس ایشان هم خیلی عالی بود، ابتکاری بود. آدم عجیب و غریبی بود رحمت الله علیه.[34]

یکی از مکان های مهمی که در آن به سخنرانی می‌پرداخت مدرسه قوام، جنب مرقد شیخ طوسی در نجف اشرف بود. مخاطبان او در مجلس خطابه­اش از علمای کشورهای مختلف؛ ایران، پاکستان، هند، عراق، افغانستان بیش از هزار نفر شرکت می­کردند. در ایام محرم چه بسا در شب و روز هشت الی ده منبر می­­رفت. یکی از شاگردان او می‌گوید:

در یکی از روزهای محرم در منزل ‌آیت الله خویی بودیم و تعدادی از بزرگان و آیات و شاگردان ایشان هم حضور داشتند. مراسم عزاداری امام حسین (ع) در مدرسه پاکستانی­ها (قوام) که جنب بیت ایشان بود شروع شد و صدای بلندگو به صورت واضح در منزل ‌آیت الله خویی شنیده می­شد. وقتی سخنرانی ‌آیت‌الله محقق خراسانی شروع شد، ‌آیت‌الله خویی اطرافیان و حاضرین را امر به سکوت کرد که اجازه دهند به سخنرانی ایشان گوش فرا دهد. از اول تا آخر سخنرانی را گوش دادند و خیلی هم گریه نمود به گونه­ای که قطرات اشک مانند باران بر صفحه گونه‌هایشان جاری شد. بعد از پایان سخنرانی خطاب به مجلس گفت: من در عمرم نه در عرب و نه در عجم مانند این محقق خطیب و سخنران ندیدم.[35]

در خاطره دیگری می‌گوید: با رحلت ‌آیت الله حکیم که مرجع بزرگ جهان تشیع و رکن اعظم حوزه علمیه نجف اشرف بود، همه عزادار شدند و غم و‌اندوه بر همه سایه افکنده بود و علما و طلاب کشورهای اسلامی اعم از عرب­ها، پاکستانی­ها، ایرانی­ها، هندی­ها و علما و طلاب افغانستانی هر کدام به نوبه خود برای ‌آیت‌الله حکیم «ره» مراسم فاتحه برگزار کردند. در مراسمی که از سوی علمای افغانستان برگزار شده بود، سخنران آن ‌آیت الله محقق خرسانی بود، عرب­ها دسته دسته از هر قبیله و عشیره با پرچم­های مخصوص می­آمدند، علما و طلاب و آیات عظام امام خمینی، خویی، شاهرودی و و پسران مرحوم ‌آیت الله حکیم نیز در مراسم حضور یافتند. وقتی ‌آیت الله خراسانی بالای منبر رفت و شروع به خطبه نمود، ناگهان شخص عربی فریاد زد و با ناراحتی و افسوس گفت: واعجبا! چه خبر شده امروز آقای حکیم از دنیا رفته، گویا تمام عرب از دنیا رفته، کسی نیست که در مراسم ایشان سخنرانی کند که حال یک عجم، آن هم یک افغانی، آن هم با این جثه کوچک سخنرانی می­کند؟!!

سید یوسف حکیم فرزند ‌آیت الله سید محسن حکیم نگاهی به آن عرب کرد و گفت: یا عمی اسکت أنت تعرف، أنا اعرف. تو ایشان را می­شناسی یا من می­شناسم؟آن عرب ساکت شد. ‌آیت الله محقق خراسانی وقتی سخنانش اوج گرفت و اوصاف مولا امیر المؤمنین (ع) را به ‌آیت الله حکیم تطبیق می­کرد، همان عرب با احساسات تمام از جا حرکت کرد خطاب به مردم گفت: ایها الناس أنا کاذب، من دروغ گفتم هذا السید، هذا الشیخ، هذا الخطیب عین العرب، قلب العرب، لسان العرب !!! پس از این که این حرف­ها را گفت، ساکت شد و نشست.[36]

نقاط برجسته تبلیغ و خطابه‌های محقق خراسانی را می‌تواند در چند جهت دانست:

الف) آشنایی با دانش روز؛ یکی از ویژگی­های مهم فیلسوف، فقیه، اصولی و خطیب نامدار ما به روز بودن او و اطلاعات جامع ایشان از مسایل علمی روز دنیا بود. در بیت امام خمینی«ره» ایشان به یک مناسبت سخنرانی کردند که در آن جا هم مسایل علم و فلسفه و کلام را با مسایل جدید و علمی روز مطرح می­کردند. آن هم به صورت بسیار زیبا و جذاب. پس از پایان سخنرانی، همه به احترام ایشان ایستادند و راه را بازکردند تا ایشان در کنار ‌آیت الله سید مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی جلوس نماید. آقا مصطفی پیشانی علامه محقق را بوسید و به زبان عربی گفت: الحق و الإنصاف أنت لسان الأفغانیین.[37]

ب) زیبایی در بیان و فصاحت در کلام؛ فصاحت در گفتار و بلاغت در کلام عامل مهمی در زیبایی خطابه است که شخص خطیب را قادر می‌سازد تا مفاهیم و مقاصد را در قالب بدیع و شورانگیز و الفاظ دل نشین بریزد و روان و‌اندیشه مخاطبین را تسخیر نماید. براساس نیاز و سطح فهم مخاطب سخن بگوید. تبحر و تخصص محقق خراسانی در آن وادی آن قدر عالی بود که آفریننده کلام و خلاق سخن بود و بیانش سحر بود و اعجازگر که جمعیت انبوهی از عالمان و جوانان را افسون کلامش می‌کرد.

ج) تسلط به دو زبان عربی و فارسی؛ محقق خراسانی تکلم به زبان عربی را به خوبی می دانست و برآن مسلط بود. این ویژگی، منبر و خطابه استاد را چندین برابر جذاب و پر مخاطب کرده بود و ایشان را از چهره‌های بسیار تاثیرگذار نموده بود. به همین دلیل وقتی که شیعیان کویت از محضر مرجع صاحب نام حضرت ‌آیت الله العظمی خویی درخواست مبلغی را می‌نمایند که هم مسلط به زبان عربی باشد و هم توانایی بالای علمی را دارا باشد تا بتواند پاسخگوی شبهات مخالفین باشد، معظم له با اعضای دفترشان تشکیل جلسه داده و می‌فرماید: خطیبی که هم در عرصه علمی توانمند باشد و هم در عرصه تبلیغی مسلط به دو زبان عربی و فارسی باشد غیر از شیخ عیسی محقق افغانی کسی را در بین عرب و عجم سراغ نداریم.[38]

محقق خراسانی تا آخر عمر از این ابزار مهم در راستای تبلیغ دین و حمایت از مراجع دینی و حمایت از نهضت‌های دینی و آزادی بخش و  حمایت از محرومین بهره جست. توانمندی او در این عرصه باعث گردید که بتواند سخنرانی‌ها و خطابه‌های او مؤثر واقع شود.

2-3. ترویج مرجعیت در جهان تشیع

مرجعیت دینی در جهان تشیع جایگاه والا و مقام رفیع است که در عصر غیبت امام معصوم به عنوان نایب عام شمرده می‌شود. از این رو، شیعیان و جامعه روحانیت و حوزه­های علمیه، همواره به این مقام با حساسیت خاص دینی توجه نموده و ضمن دریافت احکام و مسایل شرعی مورد نیاز از مراجع دینی، نسبت به مسایل روز و سیاسی و سرنوشت جمعی نیز، گوش به فرمان آنان است.

حوزه علمیه نجف اشرف که با سابقه‌ترین نهاد علمی روحانیت در جهان تشیع است؛ در بستر تاریخ چندین هزار ساله خود، مجتهدان برجسته و مراجع دینی معروفی را پرورانده که نام و آوازه بلند آنان را دینداران  می‌شناسند. از جمله آنان آیات عظام حکیم، امام خمینی، خویی، فیاض و... است.

با توجه به جایگاه رفیع مرجعیت و نقش سازنده آن در سرنوشت جمعی جامعه، محقق خراسانی در کنار بسیار دیگر از جامعه روحانیت افغانستان در ترویج و حمایت از مراجع دینی معاصر خود کوشید. خراسانی به طور مشخص در مدت حیات خود در سه مرحله از سه مرجع دینی حمایت کرد و در تبلیغ و ترویج آنان اهتمام ورزید.

الف) ترویج مرجعیت آیت‌الله حکیم؛ اولین مرجعی که آیت‌الله محقق خراسانی در ترویج و تثبیت آن نقش مؤثری ایفا کردند آیت‌الله سید محسن حکیم بود. پس از فوت ‌آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، عالمان بزرگ همچون ‌آیت الله سید محمد سرور واعظ بهسودی، ‌آیت الله محمدعیسی محقق خراسانی، ‌آیت الله محمدعلی مدرس افغانی، شیخ علی‌جمعه ترکستانی، شیخ سلطان ترکستانی و غیره مرجعیت آیت‌الله حکیم را مطرح کردند.[39] نگارنده این مطلب را از درس‌های مدرس افغانی به خاطر دارم که می‌گفت: پس از فوت آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی مقرر شد چند مسأله را از مجتهدان صاحب نام استفتا نماییم، هر شخصی با عبارت کوتاه و مستدل آن را جواب دهد، او را به مرجعیت برگزینیم، پاسخ آیت‌الله حکیم این ویژگی را داشت.

ب) تبلیغ از امام خمینی؛ پس از درگذشت آیت‌الله حکیم، دو چهره برجسته و تابان نجف آیت‌الله العظمی امام خمینی و آیت‌الله العظمی آیت‌الله سید ابوالقاسم در حوزه نجف به عنوان مرجع مطرح گردید. هر یک طرفدارانی داشت. محقق خراسانی مرجعیت امام خمینی را اصلح تشخیص داده و به تبلیغ جدی از آن پرداخت. در منابر و مساجد زبان گویای تبلیغ از مرجعیت امام خمینی بود، نه تنها برای زواران عتبات عالیات بلکه در حوزه علمیه و در مساجد و در ایام تبلیغ به صورت پرشور از امام خمینی توصیف و تمجید می­کرد و مرجعیت او را مطرح می‌کرد. واعظی شهرستانی در خاطرات خود از روزها می‌گوید:

محقق خراسانی در تبلیغ از مرجعیت امام خمینی بسیار داغ و آتشین و پر حرارت سخن می­گفت، شعر می‌خواند و فریاد می‌زد که عجیب و غریب بود، همه را جذب خود می‌کرد. یادم است که در سخنرانی‌هایش با آن بیان شیوا و دلربا و جذابیتی که داشت می&

دانلود فایل:

زندگی‌نامه آیت‌الله محقق خراسانی 1.15 MB PDF دانلود فایل نمایش آنلاین

نظرتان را بنویسید:

comment