جمعه، ۱۱ قوس ۱۴۰۱

معرفی مجموعه آثار آیت الله محقق خراسانی

تاریخ یکشنبه، ۲۲ حوت ۱۴۰۰
نویسنده عبدالله جعفری
ناشر انتشارات بنیاد اندیشه
سال نشر 1400
دسته بندی انتشارات تازه‌های نشر
امتیاز دهی
امتیاز 0از 5 - 0 رای
بازدید 207

معرفی و شیوه تحقیق آثار آیت الله محقق خراسانی

عبدالله جعفری

یکم: معرفی آثار محقق خراسانی

آثار و تألیفات محقق خراسانی به صورت اجمال در زندگی‌نامه او نامبرده شد، مجموعه این آثار بالغ بر 26 عدد می‌گردد. پس از آن‌که طرح تحقیق و نشر کامل آثار محقق خراسانی در جمع دوستان و ارادتمندان به محقق خراسانی مطرح گردید و دوستان مسؤولیت نظارت بر تحقیق و تدوین آثار محقق خراسانی را بر عهده حقیر گذاشتند. نگارنده با همکاری دوستان به خصوص فاضل ارجمند جناب اسد الله وفایی سعی وافر نمودیم که در گام اول آثار ایشان به صورت کامل گرد آوری گردد. دوره کامل از آثار چاپ شده ایشان در اختیار برادر گرامی ما جناب محمدعلی برهانی شهرستانی قرار داشت، ایشان با بزرگواری نسخه‌‌ای از آن را در اختیار ما قرار داد. در گام دیگر با خانواده مکرم ایشان ارتباط گرفته و درخواست آثار مخطوط محقق خراسانی را نمودیم، خانواده مکرم ایشان به خصوص صبیه فاضله ایشان سعدیه محقق خراسانی نسخه‌ای از آثار مخطوط ایشان را در اختیار ما قرار داد تا در نشر آن مورد استفاده قرار بگیرد.

در نهایت آنچه از آثار محقق خراسانی از گزند حوادث مصون مانده آثار چاپ شده در نجف اشرف و سه نسخه مخطوط است. این آثار به صورت زیر می‌باشد:

  1. جزء اوّل « هداية المنطق» شرح لئالى منظومه در موضوع منطق- مطبوع.
  2. جزء دوم هدایة‌ المنطق- شرح لئالی منظومه- در موضوع منطق- مخطوط.
  3. جزء سوم هدایة‌ المنطق- شرح لئالی منظوه- در موضوع منطق- مخطوط.
  4. جزء اوّل «الیتیمة» شرح حاشیه ملا عبدالله در منطق مطبوع.
  5. جزء دوم « الیتیمة» شرح حاشیه ملا عبدالله در منطق- مطبوع.
  6. شرح کشف المراد- در موضوع کلام- مخطوط.
  7. الكفاح الإسلامی فی مشكله الفقر، در موضوع فقه و اخلاق- مطبوع؛
  8. جزء اول «سلم الصعود» در موضوع اخلاق فارسی- مطبوع.
  9. المؤلفون الأفغانیون المعاصرون- در موضوع تاریخ- مطبوع.

سایر آثار محقق خراسانی در اثر گزند حوادث مفقود شده است. روشن است تعدادی از آثار کامل بوده، ولی در زمان مؤلف یا بعد از آن مفقود شده است؛ چرا که در پشت جلد جزء اول هدایة المنطق و الیتیمة آثار آماده چاپ را این گونه نام می‌برد:

  1. القسم الثانی من هدایة المنطق؛ 2. القسم الثالث من هدایة المنطق؛ 3. القسم الاول من هدایة‌ الحکمة؛ 4. ارغام الجاحدین فی فلسفة الحدیث؛ 5-6. قسمت 2 و 3 من کتاب سلم الصعود فارسی. آثار چاپ شده را در پشت جلد جزء اول الیتیمة به ترتیب ذیل می‌شمارد: 1. ایمان یا اصول سعادت؛ 2. القسم الاول من هدایة المنطق؛ 3. القسم الاول من الیتیمة شرح الحاشیة؛ 4. القسم الثانی من الیتیمة شرح الحاشیة تحت الطبع.

برخی آثاری که به دست ما رسید کامل نیست، از این جهت قابلیت چاپ و نشر را ندارد؛ زیرا اگر نوشته‌ای حد اقل حاوی بحث کامل حول یک مسأله نباشد، مفید نیست.

در این میان از جمله آثاری که سخت در جستجوی آن بودیم، هدایة الحکمة شرح حکمت منظومه محقق خراسانی بود. طبق اظهار برخی از شاگردان محقق خراسانی، او کتاب را به یکی از دوستان خود بنام محمدعلی حلیمی یکاولنگی می‌سپارد تا آن را در سوره چاپ کند؛ اما از چاپ این کتاب خبری نمی‌شود. محقق خراسانی باری به خاطر از دست رفتن این کتاب اظهار تأسف می‌نماید.[1] نگارنده که در تهیه و تنظیم یادنامه مذکور با شیخ محمدعلی برهانی همکاری داشتم، پس از خواندن این مطلب سراغ شیخ محمدعلی حلیمی که از دوستان محقق خراسانی بود، رفته و موضوع را از ایشان جویا شدیم، گفت: این کتاب به دست من نرسیده است. شاید از دست کسی برای من فرستاده باشد، ولی به دست من نرسیده است. کاش این موضوع در زمان حیات محقق خراسانی مطرح می‌شد تا پیگیری می‌نمودیم کتاب را به چه کسی داده است.[2]

این سخن محقق خراسانی مبنی بر واگذاری کتاب به محمدعلی حلیمی تا آن را در سوریه چاپ نماید، این گمان را در ما تقویت نمود،‌ احتمالا ایشان کتاب را به یکی از علمای افغانستانی مقیم سوریه داده باشد، چون حلیمی یکاولنگی در قم است و تا جایی که ما اطلاع داریم با سوریه و لبنان ارتباطی ندارد، اگر بنا بوده ایشان در چاپ این اثر همکاری نماید، باید وعده چاپ در قم داده می‌شد. براین اساس تا جایی که مقدور خود از بسیاری از عالمانی افغانستانی سوریه که احتمال می‌رفت این اثر نزد آنان باشد بدون واسطه یا با واسطه دوستان جستجو نمودیم؛ ولی اثر از این کتاب نیافتیم. امیدواریم روزی این اثر پیدا شده و نشر گردد.

طبق آنچه در زندگی‌نامه محقق خراسانی گذشت یک دوره کپی از آثار محقق خراسانی نزد شیخ حسین مؤید از عالمان عراق بوده است. شیخ حسین مؤید را آن‌گونه که اطلاع داریم از شاگردان آیت‌الله فاضل لنکرانی بوده و کرسی تدریس خارج هم داشته است؛ ولی به دلایلی حد اقل به حسب ظاهر از مذهب شیعی عدول نموده و به عربستان رفت و هم‌چنان در آنجا زندگی‌ می‌کند. از بعضی از دوستان مطلع عراقی از کتاب‌ها و منزل ایشان  در قم سؤال نمودم. باز چیزی عاید نگردید. در نتیجه تنها آنچه که ذکر شد در دسترس ما قرار گرفت و آثار دیگری را تا کنون به آن دست نیافتیم.

در گام دیگر به دنبال تقریر منقح و منظم و کامل از درس‌های حکمت منظومه آیت‌الله محقق خراسانی بودیم تا جزء مجموعه قرار بگیرد. خانواده محترم شهید قنبرعلی فیاض بندر که از شاگردان حکمت منظومه ایشان بوده، تقریرات درس ایشان را در اختیار ما قرار داد. متأسفانه کامل و منظم نبود. همین‌طور بعضی از دوستان دیگر مانند استاد محمدحسین فاضل بلخابی و استاد حبیب‌الله محمدی منار تقریرات آن را در اختیار داشتند؛ ولی هیچ‌کدام منظم نبود. لذا از چاپ آنها نیز محروم شدیم. در حین جستجو اطلاع یافتیم که درس‌های حکمت منظومه محقق خراسانی را یکی از شاگردانش ضبط کرده و مجموعه آن را در اختیار دارد. با ایشان نیز تلفنی صحبت کردیم، متأسفانه باز این مجموعه را نتوانستیم به دست آوریم. امید است که روزی بتوانیم مجموعه درس‌های ایشان را پیاده نموده و آن را نیز با همت افراد خیر و فرهنگ دوست به نشر برسانیم.

البته لازم به ذکر است که تقریرات درس حرکت اسفار شهید مرتضی مطهری و تقریرات درس اسفار جلد سوم آیت‌الله جوادی آملی موجود است؛ ولی نظر به این‌که این درس‌ها به صورت کامل توسط نشر آثار مطهری و جوادی آملی به نشر رسیده است، نشر تقریر آن غیر ضروری ارزیابی گردید.

به هر روی آنچه در نهایت مقرر گردید مورد تحقیق و در نهایت نشر گردد مجلدات هشتگانه فوق آثار محقق خراسانی است. ازاین رو لازم دانسته شد آثار فوق معرفی گردید.

  1. الیتیمة‌ فی شرح الحاشیة

الیتیمة شرح حاشیه ملا عبدالله است. حاشیه شرح و تعلیق بر تهذیب المنطق سعد الدین تفتازانی است. در واقع این کتاب ترکیب‌ یافته‌ای از سه متن است. تهذیب المنطق، الحاشیة علی تهذیب المنطق و الیتیمة فی شرح الحاشیة.

تهذیب المنطق متن اصلی اثر متکلم و منطقی‌دان معروف سعد الدین مسعود بن عمر تفتازانی متوفای 793 قمری است و یکی از موجزترین آثار منطقی نگارش یافته توسط یکی از منطق‌دانان مسلمان است. تفتازانی آثار مشهور دیگری هم‌چون شرح المطول و شرح المختصر در علم بلاغت، تهذیب المنطق و شرح رساله شمسیه در منطق و مقاصد الطالبین و شرح العقائد النسفیه در کلام دارد.[3]

مولی عبدالله یزدی شرح و تعلیقی بنام الحاشیة علی تهذیب المنطق در سال 967 قمری  بر آن نگاشته است. یزدی از عالمان مشهور دوران صفویه در ایران است. علوم دینی را نزد امیر غیاث الدین منصور دشتکی و جمال الدین محمود شیرازی تحصیل کرده، همدرس و هم‌مباحثه مولی احمد اردبیلی صاحب مجمع الفائدة والبرهان بوده است. مدت زمان طولانی به تدریس علوم دینی پرداخت. برجسته‌ترین شاگردان او، شیخ بهاء الدین محمد بن عبد الصمد حارثی معروف به شیخ بهایی است. هم‌چنین شیخ حسن بن زین الدین فرزند شهید ثانی و سید محمد بن علی عاملی صاحب مدارک از درس معقول او بهره برده‌اند.[4]

کتاب الحاشیة علی التهذیب اثر ملا عبدالله یزدی به عنوان اولین کتاب درسی در دانش منطق در حوزه‌های علمیه شیعه در نجف اشرف، ایران و افغانستان سالیان طولانی تدریس می‌شد. پس از تألیف کتاب معروف المنطق اثر محمدرضا مظفر(متوفای 1383 قمری) از رونق افتاد و بیشتر حوزه‌های علمیه کتاب المنطق یا تلخیص آن را جایگزین نمود. تاریخ اولین چاپ کتاب المنطق را نمی‌دانم چه زمانی بوده است، چون اولین چاپ آن در دسترس ما نیست؛ ولی در تقریظ مرتضی آل یاسین تاریخ 16/ 2/ 1367 قمری ثبت شده است. نگارنده در سال‌ 1369 وارد حوزه علمیه قم شدم، و در همان سال درس حاشیه را خواندم و در سال 1372 در جامعة المصطفی العالمیة پذیرفته شدم، از همین کتاب امتحان دادم. جایگزینی المنطق به جای حاشیه، گمان نمی‌کنم عمر بیش از دو دهه داشته باشد. شاید هم اکنون در بعضی از حوزه‌های علمیه هم‌چنان محور تدریس و امتحان برای طلاب باشد.

البته در شگفتم که چگونه حاشیه به عنوان متن درسی در حوزه‌های علمیه شیعه مطرح شده است؟ چرا که کتاب متن درسی به خصوص اولین کتاب درسی، در هر دانشی باید چند ویژگی را داشته باشد؛ اولا: کتابی باشد که مطالب مهم آن دانش در آن درج شده باشد. ثانیا: کتاب از اتقان کافی برخوردار باشد؛ ثالثا: عبارات آن نسبت به مطالب در حد ایجاز مخل باشد و اطناب ممل نباشد؛ چهارم: عبارات آن ابهام و پیچیدگی نداشته باشد. پنجم: مطالب زاید و خارج از موضوع در آن نباشد. گمان بر آن است که کتاب حاشیه هیچ‌یک از ویژگی‌های فوق را نداشته و ندارد. صناعات خمس به خصوص بحث برهان در دانش منطق یکی از مهم‌ترین مباحث منطقی است، در این کتاب به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. اتقان یک اثر تابع جایگاه مؤلف در میان عالمان آن دانش است تا جایی که ما اطلاع داریم نه سعد الدین تفتازانی جزء پیشگامان این عرصه است نه مولی عبد الله یزدی. عبارات تهذیب در نهایت ایجاز است، اصولا مؤلف در صدد آن بوده که یک دوره مختصر منطق را با موجزترین عبارات بیان کند و به جهت موجز بودن عبارات، کتاب ابهام و پیچیدگی یافته است. افزون بر آن مطالب زاید و خارج از مباحثی منطق در این کتاب الحاشیه کم نیست. دغدغه مباحث ادبی در اوائل این کتاب بیش از دغدغه مباحث منطقی است. بدون شک چنین مطالبی ذهن محصل را از مطالب اصلی دور می‌نماید.

به هر روی سالیان طولانی این کتاب پیچیده و موجز به عنوان یکی از کتب درسی در حوزه‌های علمیه شیعه رونق داشته است. محقق خراسانی نظر به دشواری و صعوبت این کتاب به شرح و توضیح آن اقدام نموده و نام این اثر را الیتیمة‌ فی شرح الحاشیة گذاشته است. این کتاب در دو جلد نگارش یافته است. در جلد بعد از ذکر نام خداوند و حمد الهی و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر و لعن بر دشمنان آنان، می‌گوید:

وبعد يقول أحوج الخلق إلى رحمة الله الغنيّ «محمد عيسى القاسمي» المدعو لدى الأحباب بالمحقق الخراساني: إنّي لمّا وجدت أنّ حاشية التهذيب المعروفة بحاشية ملا عبد الله، ظلّت كثيرة الابتلاء والتدرس في الحوزات العلمية؛ بل قد أصبح الكثير منهم إنّما يكتفون بتدرّسها من دراسة هذا العلم، فأحببت أن أقف فيها موقف الإيضاح والشرح، مع الإيماء إلى بعض ما يلزم أو ينبغي التنبه له، راعياً لسهولة التعبير على مستوى الطالب المبتدئ من دون إطناب ممل وإيجاز مخل؛ فإنّي لم أقصد بذلك إلا الخضوع دون رغبة الدارس البسيط، عسى أن يكون ذلك بفضل الله تعالى وعنايته، مما يستعين به في إخضاع ما يستعصيه من الصعاب والمعضلات، أو يستفيد به في حلّ ما جاء فيها من الغوامض والمشكلات.

والواقع أنّه شرح نادر في أسلوبه، وفريد في تحقيقه، ووحيد في تقريب الشارد من رموز الكتاب وأسراره. وهذه حقيقة جليّة يجدها كلّ قارئ ينظر بعين الرعاية والإنصاف، ويتجنب جانب التعصب والاعتساف؛ إلا أنّه جهد يسير، عن مؤلّف قليل الاطلاع، وضعيف الباع لا يليق أن يعدّ في عداد مؤلفات الأعلام والأفاضل العظام. وبذلك أسميته بـ «اليتيمة» في الشروح والحواشي. وأرجو الله ربي جلّ وعلا أن يجعله مما ينتفع به زملائي الأخلاء. إنّه سميع مجيب. عليه توكلت، وإليه أنيب.

جزء اول مبحث تصورات را در بر دارد و در پایان آن آمده است:

وقد وقع الفراغ من تبييضه يوم الثالث والعشرين من شهر ربيع الثاني ۱۳۸۷ بيد مؤلفه الحقير محمد عيسى القاسميّ الأفغانيّ. وأرجو الله ربّي أن يوفّقني بتقديم شقيقه الباقي إلى الطالبين الكرام. إنّه على كلّ شيء قدير وبالإجابة لسائليه جدير.

جزء دوم این کتاب از آغاز مبحث تصدیقات آغاز می‌شود، مؤلف در آغاز جلد دوم پس از بسم الله و حمد الهی و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر، می‌گوید:

وبعد يقول أحوج الخلق إلى رحمة ربه الغني محمّد عيسى القاسمي الأفغاني المدعو لدى الأحباب بالمحقق الخراساني، هذا هو القسم الثاني من كتابنا اليتيمة شرح الحاشية، وإنّي لأحمد الله تعالى واُشكره على أن وفقني بتقديم القسم الثاني من كتابي بعد أن وفقني بتقديم القسم الأوّل، إلى الطالبين الكرام وأرجوه سبحانه وتعالى أن لا يخيب أملي بنشر ما أردته من خواطر ومجهود. إنّه ولي التوفيق.

ثم إنّي أقدم بشكري إلى أخي الجليل صاحب مطبعة النعمان حسن إبراهيم الكتبي حسن الاسم والخصال، ومحمود السيرة والفعال، تجاه جميل خدمته للعلم، ودعمه للآثار الدينية، ونشره للكتب الإسلامية، مع جودة الإنتاج، وصدق العمل، وحسن الكفاءة، وضبط الأمانة، والرعاية الجميلة مع المؤلفين من طلاب الحوزة العلمية مع ما هم عليه من ضعف النفقة. فلله دره، وعليه سبحانه أجره، وأبتهل إليه جلّ شأنه أن يبلّغه أقصى آماله وأمانيه. إنّه سميع مجيب. المؤلف.

این جزء از کتاب با شرح آخرین مباحث کتاب حاشیه به پایان می‌رسد و در آخر آن آمده است:

قد وقع الفراغ من تبييضه يوم الثاني والعشرين من شهر شعبان المعظم سنة 1387 هـ بيد مؤلفه الحقير محمدعيسى القاسمي الأفغاني. والحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا محمد(ص) خاتم المرسلين وآله الهداة المعصومين.

همان گونه که از عبارات ذکرشده پیداست مؤلف جزء اول این کتاب را در تاریخ 23 ربیع الثانی 1387 قمری به پایان رسانیده است. از نگارش جلد دوم در تاریخ 22 شعبان 1387 قمری فراغت یافته است. 

جزء اول این کتاب در دویست و بیست و دو صفحه، هر صفحه دارای 21 سطر، در قطع وزیری با جلد شومیز در مطبعة النعمان نجف در سال 1386 قمری برابر با 1967 میلادی (برابر با 1345 خورشیدی) به چاپ رسیده است. با فاصله اندک جزء دوم در 291 صفحه، هر صفحه با 21 سطر، در قطع وزیری با جلد شومیز در سال 1387 قمری برابر با 1967 میلادی به چاپ رسیده است. البته این سؤال وجود دارد همان‌گونه که گذشت مؤلف تاریخ نگارش جلد اول را سال 1387 هجری قمری نوشته است، چگونه این کتاب در سال 1386 به چاپ رسیده است؟ شاید مؤلف به اعتبار این‌که کتاب در آینده چاپ می‌شود تاریخ متأخر را نوشته است.

از این کتاب فقط همین نسخه چاپ نجف موجود است، نسخه دیگری ندارد؛ اما همین نسخه چاپ شده معتبر است؛ چرا که در زمان مؤلف و با نظارت مؤلف به نشر رسیده است و هم مؤلف دقت و کار مدیر چاپخانه را تحسین کرده است. در عبارت پیشین این معنا به صراحت آمده است.

  1. هدایة‌ المنطق

دومین کتاب از آثار آیت‌الله محقق خراسانی کتاب هدایة‌ المنطق اوست. این اثر نیز مانند اثر پیشین، اثر منطقی است و شرحی بر بخش منطق منظومه حکیم ملا هادی سبزواری بنام لئالی منظومه می‌باشد. حاج ملا هادی سبزواری از فیلسوفان مشهور دوره قاجار است. ملاهادی سبزواری در سال 1212 قمری در سبزوار متولد شد و علوم دینی و فلسفی را در مشهد و اصفهان آموخت. به مدت سیزده سال در مشهد و هشت سال در اصفهان به تحصیل پرداخت. مشهورترین استاد او در فلسفه ملا علی نوری است. پس از آن به تدریس دانش فلسفه در سبزوار پرداخت و شاگردان زیادی را تربیت کرد. دوره تحصیل فلسفه را برای مدت هفت سال در نظر گرفت، پس از آن شاگرد فراغت از تحصیل می‌یافت. مهم‌ترین آثار او منظومه در فلسفه و منطق، اسرار الحکم، شرح مثنوی و حواشی اسفار صدر المتألهین است. کتاب منظومه و شرح آن به احتمال زیاد از زمان مؤلف به عنوان متن درسی فلسفی متوسط در حوزه‌های علمیه شیعه مطرح گردید و تا قبل از نگارش بدایة‌ الحکمة و نهایة الحکمة علامه محمدحسین طباطبایی به عنوان محور درس و بحث مطرح بود.

کتاب منظومه ترکیب یافته از نظم و نثر است. مؤلف در ابتدا مطالب منطقی و فلسفی را به نظم درآورده و سپس خود آن را شرح کرده است. به طور معمول گنجانیدن مطالب علمی در قالب نظم موجب پیچیدگی و دشواری می‌گردد، زیرا زبان نظم و زبان علم هر یک اقتضاءات خود را دارد، چه بسا در زبان نظم شخص نمی‌تواند مطالب علمی را به گونه‌ شایسته و در قالب نظم منطقی بریزد و چه بسا اقتضائات شعری موجب وقوع کاستی‌ها و اضافاتی می‌شود. کتاب منظومه نیز خالی از پیچیدگی و ایجاز و دشواری نیست.

به دلیل همین پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها هم نویسنده خود سعی کرده است با تعلیقات ابهامات آن را توضیح دهد و هم شارحان بعد از او با تعلیقات خود در ایضاح و روشن سازی مطالب کوشیدند. تا جایی که نگارنده اطلاع دارد تا زمان محقق خراسانی دو تعلیقه بر منطق منظومه مطرح بوده است و محقق خراسانی در شرح خود بر این دو کتاب نظر داشته و از آن استفاده کرده است: یکی تعلیقه ملا محمد هیدجی بر منطق و حکمت منظومه است. مؤلف تعلیقه بر منطق و حکمت منظومه را در سال 1346هـق به پایان رسانیده است.[5] مؤلف خود در سال 1349 قمری از این جهان رخت بربسته است. دیگری تعلیقه مهدی آشتیانی بر شرح منطق منظومه. این کتاب در سال 1371 قمری نگارش یافته است.[6]

کتاب شرح منظومه محقق خراسانی حسب تتبع نگارنده، اولین شرح جامع و کامل شرح منطق منظومه است. مؤلف در نظر داشته شرح منطق منظومه را در سه جزء تدوین نماید. جزء اول از آغاز کتاب پس از حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر این گونه آغاز می‌شود:

وبعد يقول المذنب العاصي محمّدعيسى القاسمي المدعو لدى الاحباب بالمحقق الخراساني: هذه نبذة جعلتها شرحاً وتعليقاً لكتاب اللئالي المنتظمة، الذي هو من إفادات الفيلسوف الكبير، والمحقق الشهير، مولانا الحاج ملا هادي السبزواري (قده).

وذلك أنّي من حين ما كنت أدرس فيها إلى أن مارستها بالبحث والفحص عن جوهر المراد، وما ينبغي الأخذ به من الصواب، فلم أجد من التعاليق ما يستجيب لما يبتغيه المبتدئ، ويكتفي به المنتهي؛ فإنّها بين ما لا تليق بالمنتهي لبساطة ما جاء فيها، وما لا يستفيد منها المبتدئ لغموض في الأداء، أو تعرض لما يفوق عن تناول البسطاء؛ لكنّي قد راعيت في شرحي هذا كلا الجانبين، أداءاً لحق الصنفين. وأضفت إلى الاهتمام بشرح غوامض الكلمات، وکشف القناع عن وجه المعضلات، رعاية لجانب المبتدئ، ما وجدته حرياً للمنتهي من الشروح والحواشي، مما جاء في تعاليق نفس الكتاب وغيره، عسى أن يكون في ذلك بفضل الله تعالى وعنايته، بغية المبتدئ وقناعة المنتهي؛ ولا يحتاج المراجع معه إلى أيّة تعليقة أخرى أو مؤنة بعده. وأسميته بهداية المنطق. وأبتهل إلى المولى جلّ وعلا أن يجعله مما ينتفع به زملائي الأخلاء. وعلى الله الاتكال؛ فإنّ منه التوفيق في الأولى، وإليه الرجعى في المنتهى، وهو أحق بأن يسأل ویرجی. وفي الختام أرجو الله ربي أن يغفر خطيئاتي، كما أرجو الإصلاح ممن عثر على هفواتى، فإنّ الإنسان لم يزل في محلّ الخطأ والنسيان. وإنّما المصون مَن عصمه الله المنّان.

جزء اول پس از مباحث کلیات خمس با این جملات پایان می‌یابد:

هذا آخر ما أردنا تقديمه من القسم الأوّل من كتابنا «هداية المنطق» إلى زملائنا الكرام. وقد وقع الفراغ من تبييضه يوم السابع والعشرين من شهر صفر سنة ۱۳۸6 هـ بيد مؤلفه الحقير محمدعيسى القاسمي الأفغاني راجياً من الله ربه أنّ يوفقه لإكماله بتقديم الجزئين الآخرين إلى الطالبين الكرام انه سميع مجيب.

مطالب پایانی کتاب می‌رساند: این کتاب قبل از کتاب الیتیمة نگارش یافته است. هم تاریخ نگارش این معنا را می‌رساند و هم ارجاعات مکرر در کتاب الیتیمة به کتاب هدایة المنطق مبین این مطلب است که کتاب هدایة المنطق قبل از الیتیمة نگارش شده است.

به هر روی این جزء از کتاب در سال 1386 قمری برابر با 1966 میلادی در نجف اشرف در چاپخانه نعمان در یک جلد وزیری در 216 صفحه و هر صفحه دارای 22 سطر، به چاپ رسیده است. از این کتاب تنها همین نسخه وجود دارد. با توجه به این‌که کتاب در زمان مؤلف و با نظارت ایشان به چاپ رسیده نسخه معتبر است.

جزء دوم کتاب هدایة المنطق حاوی بحث المعرفات تا آخر بحث قضایا بوده است. طبق آنچه در لیست آثار محقق خراسانی در المؤلفون الافغانیون آمده و نیز طبق آنچه در پشت جلد جزء اول هدایة‌ المنطق و جزء اول الیتیمة نوشته شده، این کتاب هم نگارش یافته و آماده چاپ بوده است؛ ولی این کتاب در نجف و ایران توفیق چاپ را نیافت. آنچه از خانواده محترم محقق خراسانی به دست ما رسید تنها بخش کوتاهی از مباحث قضایا در آن آمده است. با این عبارت آغاز می‌گردد:

غوص فی القضایا؛ {إن القضية لقول} الظاهر أنّ مجيء لام التاكيد وكلمة إنّ في الحدّ لا مبرّر لهما سوى التغلب على الانزحاف الشعري وملاحظة حال الطالب المبتدئ؛ وذلك لوضوح عدم دخل التأكيد في واقع الحدّ ومعنى القضية.

پس از حدود ده صفحه شرح مطالب با این جمله پایان می‌پذیرد:

{إلى قضيتين إنحلّتا سواء إلى الحمليتين كان الانحلال} والمراد بالانحلال هو الحلّ في مقابل الفصل والربط، فكما كان عقد القضيتين بإدخال أداة الاتصال والانفصال يكون حلّهما برفعها. ومع الغضّ عن أداتهما كان الحلّ إما إلى الحمليتين، كما في مثل قولنا إذا كانت الشمس طالعة فالنهار موجودٌ في المتصلة، إذ بعد رفع أداة الاتصال والشرط تبقي قضيتا الشمس طالعة والنهار موجود وهما حمليتان، وقولنا: العدد اما ان يكون زوجا واما ان يكون فردا في المنفصلة، اذ بعد رفع اداة الانفصال والعناد تبقي قضيتا العدد زوج والعدد فرد. وهما حمليتان.

جزء سوم هدایة‌ المنطق نیز به زیور طبع آراسته نگردید. خوشبختانه مخطوط آن در نزد خانواده محترم ایشان از گزند حوادث باقی مانده و در اختیار ما قرار داده شد. این جزء از آغاز مباحث قیاس با این جملات آغاز می‌گردد:

قالوا: إنّ الإستدلال بدليل إن كان من الكلّي والعام لإثبات الحكم الجزئي والخاص، فيسمّى قياسا؛ وإن كان من الجزئي لإثبات حكم كلّي وعامّ فيسمّى استقراءا؛ وإن كان من جزئي لإثبات حكم جزئي آخر لعلّة مشتركة بينهما فهو قياس فقهي وتمثيل منطقي. وقد ظهر أنّ القياس المنطقي غير القياس الفقهي. والمحدود هنا هو الأوّل فقط.

این جزء تقریبا تا آخر کتاب تا مباحث مغالطات را دارد. با این جمله از محقق خراسانی خاتمه می‌یابد:

وأمّا المراد باشتراك اللفظ باعتبار الحالة والهيئة بالعرض، فهو: الاشتراك العارض للكلمة بعد تحصّلها وتحقّقها الكامل عن المتكلم؛ ولكن قد يقع توهّم فاسد عن متوهّم في تلفظها. وهذا ما يقع باعتبار الإعجام أو الإعراب، كما سيأتي مثال ذلك مفصّلاً، فكلّ من الاشتراك الذاتيّ والعرضي قسم على حده.

البته مقدار اندکی از مباحث مغالطات باقی مانده است. ولی در مجموع بخش سوم کامل به شمار می‌رود.

  1. تعلیقات علی کشف المراد

کشف المراد شرح تجرید الاعتقاد نوشته علامه حسن بن یوسف بن مطهر حلی است. تجرید الاعتقاد متن کلامی موجز و متقن از آثار محقق طوسی است. محمد بن حسن معروف به نصیر الدین خواجه طوسی (597- 673هـق) از اندیشمندان معروف جهان اسلام در عرصه ریاضیات، نجوم و فلسفه است و آثار گرانسنگی هم‌چون شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا در منطق و حکمت، اساس الاقتباس در منطق و تجرید الاعتقاد در کلام دارد. برجسته‌ترین شاگردان او علامه حسن بن یوسف حلی، قطب الدین محمود شیرازی و ابن میثم بحرانی می‌باشند.[7] تجرید الاعتقاد اثر کلامی در عین ایجاز از متون بسیار پخته و محکم در عرصه کلام به شمار می‌رود، شامل دو بخش امور عامه و الهیات بالمعنی الاخص است. با نگارش آن دانش کلام تحول می‌یابد و از کلام به سوی فلسفه گرایش می‌یابد.

علامه حلی شاگرد خواجه طوسی از عالمان نامدار شیعی و دارای آثار و تألیفات فراوان در عرصه فقه و اصول، با توجه به اهمیت کتاب تجرید به شرح آن پرداخته و آن را کشف المراد نام نهاده است. متن و شرح هم‌چنان جزء متون درسی در رشته کلام اسلامی در حوزه‌های علمیه شیعه مطرح بوده است. البته شروح و تعلیقات دیگری نیز بر این کتاب نگارش یافته است که مهم‌ترین می‌توان از شرح علاء الدین قوشچی یاد کرد.

محقق خراسانی همان‌گونه که در زندگی‌نامه ایشان آمده، در سال‌های اقامت در حوزه علمیه مشهد در اواخر عمر به تدریس این کتاب در میان جمعی از طلاب حوزه خراسان پرداخت. گویا همزمان با تدریس کتاب به نگارش شرح آن نیز اقدام نموده است. اما همان‌گونه که تدریس این کتاب ناتمام ماند شرح نیز ناتمام مانده است. از ابتدای امور عامه تا مسأله 36 کتاب را در بر می‌گیرد.

نسخه خطی از این کتاب توسط خانواده گرامی ایشان در اختیار ما قرار گرفت. این نسخه در دفترچه با قطع وزیری با جلد کاغذی در مجموع در 120 صفحه نگارش یافته است و هر صفحه مشتمل بر 21 سطر است. البته در لابلای صفحات برخی از صفحات سفید باقی گذاشته شده، گویا مؤلف در نظرداشته برخی مطالب را تکمیل کند.

این کتاب با جمله: قوله: وهي أن الوجود والعدم لا يمكن تحديدها إلى آخره؛ يعني أن الحد الحقيقي المصطلح غير ممكن للوجود والعدم لعدم وجود مفهوم أوضح واعرف منهما حتى يقع حدا معرفا لهما فهما غنيان عن التعريف.

آغاز شده و با جمله: قوله: والذاتية والعرضية: أي وكذا هذان أيضا من المعقولات الثانية بنفس البيان، در مسأله 36 پایان می‌پذیرد.

  1. الکفاح الاسلامی فی مشکلة الفقر

الکفاح الاسلامی فی مشکلة الفقر یا مبارزه اسلام با فقر یکی دیگر از آثار آیت‌الله محقق خراسانی است که به زبان عربی نگاشته شده است. این کتاب چنانکه از عنوانش پیداست نگاه به اقتصاد و حل مشکل فقر در جامعه اسلامی دارد. نویسنده در این کتاب، در صدد شناسایی، راه حل‌های است که دین اسلام برای رهای از فقر ارائه کرده است. براساس آنچه مؤلف در مقدمه یاد آوری نموده است، این کتاب قرار بوده در سه جزء و جلد تدوین و منتشر شود. تنها جزء اول آن منتشرشده و سایر اجزای آن منتشر نشده است. جزء اول کتاب به صورت کلی، از دو بخش شکل گرفته است. بخش اول مفاهیم و کلیات است که سهم بسیار اندکی نسبت به کل کتاب دارد. بخش دوم راه‌حل‌ها است که به تعداد راه‌حل‌های ارائه شده قابل تقسیم است.

‌از نظر مؤلف راه‌حل‌هایی را که اسلام برای رهایی از چنگال فقر ارائه نموده‌، تدریجی و فرایندی است. از توجه به فرد و برنامه دادن به افراد جامعه شروع می‌شود و به جامعه و ارائه برنامه‌های اجتماعی منتهی می‌گردد. مطالب کتاب بر مبنای همین رأی و نظر ترتیب داده شده، و روی‌همرفته، سه راه حل فردی و اجتماعی در این جزء از کتاب بحث شده است.

الف) اولین راه حل به نظر ایشان، راه حل فردی و تربیتی است که با ترغیب و تشویق افراد به کار و کسب شروع می‌شود. برخی از مباحث و عناوین زیر مجموعه این راه‌حل، از این قرار است: کسب و کار در قرآن، کسب و کار در سنت، آثار شوم فقر، توجه جدی به کار در سیره انبیاء، کار در سیره رهبران و پیشوایان مسلمین، سیره امامان معصوم(ع)، کار عبادت است، کار جهاد در راه خدا است، و....

ب) دومین راه حل، راه‌حل اخلاقی است: مؤلف برای این راه حل دو وجه تعریف می‌کند از یک جهت، آن را یک راه حل فردی و از جهت دیگر نوعی راه حل اجتماعی محسوب می‌دارد:

1) وجه فردی: راه‌ حل اخلاقی از یک جهت متوجه فقیر است و آموزه‌های اسلامی به انسان گرفتار فقر، جهت بهره برداری درست، توصیه‌های اخلاقی دارد و او را به پایداری، ریاضت و تربیت نفس فرا می‌خواند. مباحثی چون اصل پایداری و ریاضت، فضیلت فقر برغنا و جایگاه بلند فقر و فقیر صابر در آموزه‌های اسلامی، زیر مجموعه این وجه بحث قرار گرفته است.

2) وجه اجتماعی: راه حل اخلاقی از جهت دیگر متوجه جامعه و اجتماع است و آموزه‌های اسلامی جامعه و اجتماع را به تعاون و هم‌دردی با فقرا فرا می‌خواند. مؤلف مباحثی چون ارزش تعاون و هم‌دردی، ارزش شاد کردن دل‌ها، ارزش برآوردن نیازمندی‌های مؤمن، ارزش تلاش برای رفع گرفتاری مؤمن، ارزش اطعام و پوشاندن مؤمن، و.... را در آموزه‌های اسلامی مطرح می‌کند.

ج) کفالت و تکافل اجتماعی: تکافل اجتماعی به این معنا است که افراد جامعه هم‌دیگر را سرپرستی و ضمانت کنند و در آن‌چه که در اختیار دارند به همدیگر کمک و مساعدت نمایند چه به صورت ایجابی، مانند سرپرستی یتیمان و از کار افتادگان و کمک به فقیران و... و یا به صورت سلبی، مانند تحریم احتکار و جلوگیری از غش و خیانت.) مؤلف از سه نوع کفالت سخن می‌گوید: کفالت بعضی از اقارب مانند انفاق بر پدر و مادر و...، کفالت دولت و حکومت اسلامی و کفالت عام. مباحث و مطالبی چون فقر و اصل کفالت بعضی از اقارب، اصل کفالت بعضی از اقارب و اندازه کارای آن، فقر و اصل کفالت حکومت اسلامی، در این راه‌حل مطرح شده است.ژ

سخن مؤلف در بحث کفالت دولت به ثروت‌‌های طبیعی متعلق به دولت، رابطه دولت با این ثروت‌ها و وظایف دولت در قبال ثروت‌های طبیعی، کشیده می‌شود. این بحث خود از مباحث مهم است و با مباحث شهید صدر در اقتصادنا قرابت دارد. مؤلف پس از طرح عناوین بحث وعده می‌دهد این مباحث را در جزء بعدی متعرض شود. مع الاسف این هدف محقق نمی‌گردد و مباحث اصلی که انتظار می‌رفت مؤلف وارد آن شود هم‌چنان ناتمام باقی می‌ماند.

به هر روی مباحث کتاب در نوع خود ابتکاری و شرح آموزه‌های اسلامی مربوط به علاج فقر عالمانه است و نمای کلی از تدابیر اسلام برای مبارزه با فقر را بیان می‌کند.‌ ویژگی دیگر کتاب؛ با اینکه مؤلف عرب زبان نیست اما با زبان و ادبیات فاخر عربی امروزی نگارش یافته است. کلمات در نوشتار ایشان در عین سلاست و روانی، ترکیب فاخر، ادبی و سحر آمیز می‌گیرد. مطالب غامض و پیچیده علمی، بدون اینکه از شأن و عمق علمی‌شان کاسته شود، در قالب جذاب، روان و همه فهم جای داده می‌شود.[8]

طبق مقدمه کتاب، مؤلف نگارش این کتاب را در 5 ربیع الاول 1393 قمری (برابر با 19 حمل/ فروردین 1352 آغاز می‌کند. در مورد انگیزه و هدف خود می‌گوید:

إنّ الفقر يعتبر من أهم المشاكل المستعصية التي عرفتها الإنسانية منذ أقدم العصور، كيف وهو  من الأتراب التي ولدت مع الإنسان بميلاده. ولم تزل الإنسانية تشعر بما تكبدت من جراء هذه المشكلة من المأسات والويلات، وبما قدمت من الضحايا بأعزّ ولدها وأبنائها من تبعاتها الشاقة المريرة، وهي في صراع مستمرّ وكفاح متواصل مع هذه العويصة في عمرها الطويل. ولم تزل تفكر في شتى طرق التغلب عليها حتى أنها ظهرت في الأعصار الأخيرة على هيئة حكومات قوية ذات نظم سياسية واجتماعية وتملكت على القدرات الكافية للكفاح والصراع.

ولكن من المؤسف جداً أنّ المشكلة في عهدها الحاضر رغم هذه الجهود التي بذلت في التغلب عليها منذ زمن طويل، هي المشكلة نفسها منذ عهدها الأوّل، بيد أنّ السبب في هذا العجز يعود الآن إلى سوء تصرف الإنسان نفسه، وتلاعب الحكومات وأصحاب الرأسمالية بمقدرات الشعب والجماهير.

ولو طبقت النظم السماوية بل الاجتماعية السائدة في هذا العهد ولا سيما النظم الإسلامية الوحيدة في نوعها التي وضعها الدين الإسلامي الحنيف لحل هذه المشكلة فرداً وجماعة، وقاية وإذابة لشبحها المشئوم لم تكن هناك أية مشكلة ولا داهية ولا دعاية ولا كثير من الثورات التي كانت تنطلق من هذه المشكلة نفسها.

ويظهر من المقارنة بين الحلول الإسلامية وغيرها وما تمتاز بها الحلول الإسلامية عن غيرها أنّ العجز في غير النظم الإسلامية ربما لا يكون من مبدء عدم التطبيق فحسب بل قد يكون لعجز النظم نفسها عن التكفل بتقديم حلول صحيحة وافية سهم في عدم حل المشكلة نفسها وبقائها على حكمها السائد.

ثم إنّي وإن لم أتتبع حق التتبع في المصادر الراجعة إلى هذا الموضوع غير أني لم أجد فيما راجعت ووجدت من الكتب التي تعود إلى هذا البحث أثراً جامعا قد استوعب جوانب المشكلة كلها وأعطي البحث عنها حقه.

وبذلك عزمت على رسالة تخص الصرح الإسلامي الرفيع والهيكل الديني النظري لحل هذه المشكلة. وأرجوا الله ربّي عز وجل أن يوفقني لإكمال هذا البحث وإتمامه، والذي أقدمه الآن هو  الجزء الأول فحسب ويليه الجزءان الآخران في الظروف التي شاء وقدر لها الله عز وجل. إنه سميع مجيب، نعم المولى ونعم النصير.

مؤلف این کتاب را در تاریخ 14 جمادی الاول 1393 قمری (برابر با 25 خرداد 1352 خورشیدی) به پایان می‌رساند. می‌گوید: قد وقع الفراغ عن تبييضه وطبعه يوم ۱۴ من شهر ج۱ من سنة ۱۳۹۳هـ بيد مؤلفه الحقير محمدعيسی القاسمي المدعو لدى الأحباب بالمحقق الخراساني.

این کتاب در همان سال یعنی سال 1973م – 1393 قمری در مطبعة النعمان نجف اشرف در قطع رقعی در 239 صفحه و هر صفحه دارای 18 سطر به چاپ رسیده است. در پشت جلد این کتاب هم شماره ثبت کتاب در کتابخانه ملی بغداد به شماره 502 در سال 1973 در تاریخ 25/ 6/ 1973 آمده است. (رقم الایداع فی المکتبة الوطنیة ببغداد 502 لسنة 1973م. 1500/ 25/ 6/ 1973م).

از کتاب الکفاح الاسلامی نیز بسان سایر  کتب چاپ شده محقق خراسانی، تنها همین نسخه چاپ نجف در اختیار ما قرار دارد. این کتاب در زمان مؤلف و با نظارت او به نشر رسیده است.

  1. سلم الصعود الی منتهی المقصود

سلم الصعود الی منتهی المقصود اثری است که در زمینه اخلاق از محقق خراسانی به زبان فارسی نگارش یافته است. این اثر در حوزه علمیه نجف نوشته شده و به قطع رقعی در 344 صفحه و هر صفحه دارای 19 سطرح است. کتاب در مطبعة النعمان نجف اشرف به چاپ رسیده است و تاریخ نشر ندارد و مؤلف نیز در مقدمه و انتهای کتاب به تاریخ تألیف آن نیز اشاره نکرده است. تنها در مقدمه آن آمده است:

این مجموعه که اکنون به خواست خداوند در دسترس خوانندگان محترم گذارده می‌شود متجاوز از هشت سال است که تسوید گردیده و به دست نسیان و فراموشی سپرده شده است. از نظر این که «الامور مرهونة باوقاتها» تا کنون فرصت مناسب و موقعیتی که بتوانم او را تصفیه کرده و به حلیه طبع آراسته کنم به دست نیامد و از این موفقیت نوین که به عنایت بعضی از دوستان عزیز نصیبم شد که توانستنم بعضی زوائدش را حذف و برخی از مطالب مناسب را افزوده کنم خدا را سپاس‌گزار و بی‌اندازه محبت آن دوست صمیمی‌ را متقدرم. امیدوارم که خداوند جهان این محبت بی پایان را پاینده بدارد.[9]

طبق گزارش برخی از دوستان محقق خراسانی، این کتاب اولین اثر از آثار محقق خراسانی است که به چاپ رسیده است.[10] همان‌گونه که گذشت جزء اول هدایة المنطق اولین اثر محقق خراسانی است، در پشت جلد آن  دو کتاب به عنوان آثار چاپ شده مؤلف معرفی شده است: ایمان یا اصول سعادت و دیگری جزء اول هدایة المنطق. این سخن نیز مؤید همان مطلب پیشین است که سلم الصعود اولین اثر چاپ شده مؤلف است.

محقق خراسانی کتاب «سلم الصعود» را در سه قسمت نوشته است که عبارتنداز: ایمان یا اصول سعادت، سموم کشنده و اخلاق رفیعه. بخش اول کتاب سلم الصعود در باره ایمان تدوین شده و دارای هشت فصل می‌باشد. می‌گوید:

از آنجای که بهترین راه نجات و نیل به سعادت تصفیه باطن و تزکیه نفس از اخلاق رذیله و صفات ذمیمه و تحلیه آن به ملکات فاضله و خصال حمیده می­باشد؛ بدین جهت اختصاص دادم این کتابم را به اخلاق حمیده و صفات ذمیمه و مسمی ‌نمودم ب‍ »سلم الصعود الی منتهی المقصود» و مشتمل است این کتاب شریف به سه قسمت «قسمت اول ایمان یا اصول سعادت». «قسمت دوم سموم قتاله» و «قسمت سوم اخلاق رفیعه». اکنون قسمت اول این کتاب شریف را در ضمن فصولی در دسترس خوانندگان گرام می‌گذاریم.

محقق خراسانی بر آن است که اصول سعادت فردی و اجتماعی بشر در سه اصل است: افکار نیک و اخلاق پاک و اعمال سودبخش. این سه اصل در پرتو ایمان حاصل می‌گردد. می‌گوید:

اصول و اساس سعادت فردی و اجتماعی بشر را می‌توان دراین سه اصل خلاصه کرد؛ افکار نیک و اخلاق پاک و اعمال سودبخش. و هرگز نتوان در غیر پرتو ایمان این اصول سعادت را به دست آورد و تنها او را باید در میان جامعه مسلمانان دید.

مؤلف بر اساس همین نگاه در واقع کتاب خود را به سه بخش عمده تقسیم کرده است. در فصل اول به رابطه ایمان و نیت نیک و عمل صالح می‌پردازد و به نحوی آن سه را ملازم همدیگر می‌داند. و در همین فصل راجع به نیات سوء و آسیب‌های ایمان اشاره می‌کند و از آیات و روایات بهره می‌گیرد. علی رغم این‌که مؤلف رسیدن به اصول سعادت را در پرتو ایمان ممکن می‌داند انتظار می‌رفت به تعریف ایمان و سعادت بپردازد و دلایل متقن بر پیوند سعادت و ایمان اقامه کند؛ اما مؤلف به آن نپرداخته است.

در فصل دوم راجع به اخلاق و غرایز و چگونگی تهذیب آن سخن گفته است، باز در این فصل به ناسازگاری ایمان با صفات زشت تأکید می‌ورزد. فصل سوم تا فصل هفتم در حقیقت پیوست فصل دوم به شمار رفته و در آن‌ها به جلوه‌های ایمان در میان مسلمانان نخستین یعنی یاران رسول خدا در رویارویی با کفار می‌پردازد، شکست‌ طرح‌ها و نقشه‌های معاندان را در پرتو ایمان یادآور می‌شود. این مباحث دوره فشرده و تحلیلی از تاریخ اسلام را بیان می‌کند و تا فصل هفتم کتاب را در می‌گیرد. در ضمن آن مباحثی از دوران مشروطیت و فتوای تاریخی میرزای شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو در آمده است و به مباحث مجاهدت عالمان نجف و جماعة العلماء‌ نجف و حمایت‌های مراجع دینی را از آنان ذکر می‌کند.

فصل هشتم کتاب مربوط به اعمال نیکو و افعال سود بخش است. به جهاد و مجاهدت مؤمنان اشاراتی دارد. این قسمت نیز مباحث تاریخی از مؤمنان در خود دارد.

کتاب با نثر روان، عموم فهم، شیرین، جذاب و در عین حال مختصر و دقیق گزارش می‌دهد و برای عموم خوانندگان،‌ در گروه‌های سنی مختلف قابل استفاده است.

  1. المؤلفون الأفغانیون المعاصرون

کتاب «المؤلفون الافغانیون المعاصرون» اثر محقق خراسانی به زبان عربی، در مورد تراجم و شرح حال مؤلفان معاصر افغانستانی حوزه علمیه نجف اشرف است. طبق گزارش مؤلف، نگارش کتاب مدت 20 روز به طور انجامیده و در تاریخ 5 محرم 1390 قمری (برابر با 22 حوت/ اسفند 1348 خورشیدی) چاپ شده است. می‌گوید:

وقد تمّ الفراغ من تبییض هذه الوجیزة في خلال عشرین یوما من أول وقت كلّفني فیه بتحریرها سعادة معالى السفیر الأفغاني في بغداد الأستاذ خلیل الله خلیلی (دام إجلاله العالي). وتمّ الفراغ من طبعه في یوم 5/1/1390 هجري بید مؤلفه الحقیر «محمد عیسی القاسمی الأفغاني» المدعو لدی الأحباب بالمحقق الخراسانی.

طبق شناسه صفحه اول، کتاب در سال 1389 هق= 1970 م (برابر با 1348 خورشیدی) در مطبعة‌ النعمان نجف اشرف و با هزینه مرد خیری به نام «عبد الجلیل محمد افضل» که از دوستان مؤلف بوده به چاپ رسیده است. شماره اجازه چاپ کتاب از سوی سازمان نظارت بر مطبوعات عراق با شماره 409 تاریخ 9/ 2/ 1970م ثبت شده است.

قطع کتاب رقعی است تعداد صفحات آن 200 صفحه و هر صفحه دارای 19 سطرح است. کیفیت چاپ مرغوب نیست، کاغذ کاهی، حروف چینی نامطلوب، اغلاط چاپی و نارسایی‌های دیگر؛ اما وزین بودن محتوا این نارسایی‌ها را تحت الشعاع قرار داده است.

طبق آنچه در صفحه اول کتاب آمده، کتاب مذکور بخش اول کتاب «الافغانیون فی التاریخ می‌باشد، در صفحه دوم تصویری از مؤلف زینت بخش کتاب شده که حکایت از دوران جوانی، شور و نشاط و رشادت مؤلف دارد.

در صفحة سوم اهدانامه درج شده است. مؤلف اثر خود را به  محمد ظاهر، پادشاه وقت افغانستان، با ذکرالقاب و عناوین پر طمطراق اهدا نموده و در پایان صفحه نوشته است: «این اثر ناچیز خود را توسط سفیر کبیر افغانستان استاذ خلیل الله خلیلی، به مقام شامخ اعلیحضرت همایون اهدا نموده، امیدوارم مورد قبول آن شاه ادب دوست بگردد».

آیت‌الله محقق خراسانی با اهدای کتاب خود به محمدظاهر شاه این هدف را دنبال می‌کرد که روابط حسنه با حکومت افغانستان داشته باشد تا بتواند از این طریق برای طلاب خدمت کند. هم‌چنین با استاد خلیل الله خلیلی سفیر وقت دولت افغانستان در بغداد، رابطه حسنه و نیک داشته است، به همین جهت تمدید پاسپورت و امور دیگر طلاب به سهولت انجام می‌گرفت، طلابی که برای حل مشکل شان از محقق خراسانی به سفارت نامه می‌برده‌‌‌اند کار شان به راحتی حل می‌گردید.

----------------- 

معرفی کامل را در pdf از لینک ذیل مطالعه کنید

دانلود فایل:

معرفی آثار آیت الله محقق خراسانی 0.88 MB PDF دانلود فایل نمایش آنلاین

نظرتان را بنویسید:

comment