پنجشنبه، ۲۵ سنبله ۱۴۰۰

معرفی تازه‌های نشر، مجموعه مقالات ده جلدی اثر استاد سرور دانش

تاریخ پنجشنبه، ۲۵ سنبله ۱۴۰۰
نویسنده
امتیاز دهی
امتیاز 5از 5 - 2 رای
بازدید 132

معرفی تازه‌های نشر، مجموعه مقالات ده جلدی اثر استاد سرور دانش

«مجموعه مقالات» ده جلدی که در موضوعات دینی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... از سال 1361 به این طرف به مناسبت‌های مختلف نوشته شده و در نشریات عمومی آن زمان به نشر رسیده‌اند، شاید جمعاً به ده جلد برسند. گرچه مقالات کوتاه و بلندی از سال‌های پیش از آن‌هم دارم، ولی هدف اساسی من به‌طور عمده، جمع‌آوری و بازنشر مقالات و سرمقالاتی است که قبلاً در نشریات مختلف چاپ ‌شده‌اند. البته در همین آغاز باید یادآوری کنم که اکثریت این «مقالات» نوشته‌های پژوهشی، تخصصی، علمی و آکادمیک به معنایی امروزی نیست، بلکه نوشته‌ها و سرمقاله‌هایی است که در مجلات و هفته‌نامه‌ها در مورد مسائل جاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نگارش یافته بودند.

کار من با مطبوعات مخصوصا نشریات دورة مهاجرت، داستان طولانی دارد که جسته‌وگریخته در این مجموعه به مناسبت‌های مختلف یادآوری کرده‌ام. یادم است که اولین مقالة کوتاه روزنامه‌ای از من تحت عنوان «سخنی با وطن و مجاهد وطن» در سال 1358در ماهنامة «پیام مستضعفین» (شماره 6، مورخ قوس (آذر) 1358خورشیدی برابر با محرم 1399 قمری) نشر شد و این‌زمانی بود که در سوریه بودم و از نشریات سازمان نصر که برای توزیع در سوریه به آدرس من می‌آمد، نمایندگی می‌کردم و شادروان استاد عرفانی یکه‌ولنگی دعوت به همکاری کرده بود و لذا آن نوشته کوتاه را به آدرس ایشان فرستاده بودم و با اینکه نوشته‌ای در خور چاپ نبود، ولی ایشان از راه لطف و عنایتی که به من داشت، آن را در ماهنامة «پیام مستضعفین» به چاپ رسانده بود و این اولین نوشتة کوتاه من بود که در یک نشریه به چاپ می‌رسید.

از آن سال به بعد ده‌ها مقالة دیگر در موضوعات مختلف دینی، سیاسی و فرهنگی نوشتم، ولی فعالیت‌های منظم‌تر فرهنگی و نشر مقاله در نشریات و به عهده گرفتن مسئولیت مستقیم چندین نشریه، از سال 61 و 62 آغاز شد و همچنان در طول چند دهه ادامه یافت و اکنون بااینکه نزدیک به بیست سال است که درگیر امور رسمی اجرائی در حکومت هستم و فعلاً برای دومین دوره، معاونت ریاست جمهوری را به عهده‌دارم (بهار 1399)، ولی هنوز هم به عناوین مختلف، کارهای فرهنگی و نشریاتی‌ام ادامه دارد و نمی‌توانم رابطة خود را از کار فکری، فرهنگی و نشراتی قطع کنم، هرچند که به مذاق بعضی‌ها سازگار نیست و آن را یک کار بی‌اهمیت و درجه دوم و سوم تلقی می‌کنند، ولی من هنوز بر این باورم که درگذشته هم اگر فعالیتی به نفع مردم و کشور صورت گرفته، همین کارهای فرهنگی به آن فعالیت‌ها غنا و عمق و جهت بخشیده و آن‌ها را معنادار و ماندگار ساخته است.

 اکنون‌که از آن تاریخ، بیش از چهل سال سپری می‌شود، ایدۀ جمع‌آوری و تنظیم مجدد آن نوشته‌ها، در طول سال‌های اخیر بار بار در ذهنم مطرح می‌شد و گاهی کار آن را شروع می‌کردم، ولی باز منصرف می‌شدم. چون که در جای خود، کار سخت و زمان‌گیر بود و باید دورۀ کامل نشریات و مجلات مختلف سه و چهار دهه پیش و نسخه‌های خطی آن‌ها را که شامل چند کارتون اوراق دستنویس خودم است، گردآوری می‌کردم و از نو همة این مقالات که به صدها نوشته می‌رسید، دسته‌بندی، تایپ و تصحیح می‌شد و تردید دیگر هم این بود که چنین نوشته‌هایی آیا برای امروز هم می‌تواند مفید باشد؟ اما سرانجام بعد از مشورة زیاد با جمعی از دوستان، به دلیل این‌که این مقالات هم نوع نگاه نویسنده را در آن زمان منعکس می‌کنند و نیز در مراحل مختلف وضعیت فکری یک جمع و بلکه یک نسل را هم بازتاب می‌دهد، تصمیم گرفتم که همه را تنظیم کنم. چون اکثر این نوشته‌ها در ارگان نشراتی رسمی یک حزب و یک جریان سیاسی و فکری و حتی بدون ذکر نام نویسنده نشر شده و اندیشه یک جمع و یک جریان مانند «سازمان نصر افغانستان» و «حزب وحدت اسلامی افغانستان» را به نمایش می‌گذارد و این‌که من در آن سال‌ها مطابق به دیدگاه و موقف آن جریان‌ها ـ جدا از قضاوت و میزان راستی و ناراستی آن ـ به تحلیل مسائل مختلف پرداخته‌ام. ازاین‌رو این نوشته‌ها یک تاریخ را هم در بطن خود دارد و با نگاه به این نوشته‌ها، می‌توان رویدادها و سیر جریان‌های فکری و سیاسی آن دوره را نیز به تحلیل گرفت.

به‌هرحال نزدیک به دو سال را وقت گرفت تا در کنار دیگر مصروفیت‌ها و اشتغالات رسمی و غیررسمی، این مجموعه را گردآوری و موضوع‌بندی کردم و با استفاده از ساعات فراغت یا قرنطین بهار کرونایی امسال(1399)، آن را بعد از تایپ و تصحیح، آماده چاپ ساختم. بنابراین جلد اول به «مطالعات دینی،» جلد دوم به «مطالعات حقوقی،» جلد سوم به اندیشه «تحزب و سازماندهی،» جلد چهارم به تاریخ برخی از «احزاب و جریان‌های سیاسی،» جلد پنجم به «مقالات فرهنگی» و بقیه مجلدات هم به تحولات سیاسی دورۀ جهاد و مبارزات آزادی‌بخش علیه شوروی سابق و تجربهۀ دوره‌های حاکمیت مجاهدین و طالبان، اختصاص‌یافته است.

بدون شک اکنون خودم هم با بسیاری از مسائل و نوع تحلیلی که در موضوعات مختلف دینی، فکری، سیاسی و حقوقی در آن سال‌ها ارائه کرده‌ام، نظر موافق ندارم و این نشان می‌دهد که انسان‌ها از نگاه فکری همیشه در تحول و تکامل‌اند. اما به‌هرحال آنچه اکنون مطالعه می‌کنید بدون کمترین تغییر و حتی بدون ویرایش ادبی، عین متن‌هایی است که در آن سال‌ها نشر شده است و تنها در موارد بسیار اندک، اشتباهات چاپی و املایی تصحیح‌شده است. اکنون مطمئن هستم که مطالعه این مقالات برای بسیاری از خوانندگان امروزی چندان جذابیتی ندارد مگر از جهت اطلاع یافتن از نوشته‌هایی که اکنون دیگر نایاب بوده و منابع اصلی آن‌ها هم کمتر در دسترس قرار دارد. اما برای خودم به‌هرحال بسیار جالب و آموزنده است مخصوصاً از جهت احیای خاطرات و خطرات و این‌که در آن سال‌های رنج و محنت و عسرت، با چه شور و شوقی به مطالعه، تحقیق، نوشتن و چاپ و نشر پرداخته‌ام و چه انگیزه نیرومندی برای مبارزات سیاسی و فکری نسل ما در آن سال‌ها وجود داشته است.

سال‌هایی بود که ایدئولوژی‌ها حاکم بر سیاست و آرمان‌ها مقدم بر منافع شخصی و گروهی بود. قرن‌های 19و20 قرن‌های ایدئولوژی‌ها و سیاست‌های ایدئولوژیک بود و انقلاب‌هایی که از ایدئولوژی‌های چپ و راست پیروی می‌کردند. اکثر آن‌ها شعار عدالت و آزادی و برابری می‌دادند و برخی از آن‌ها مانند مارکسیسم و سوسیالیزم سال‌های سال در بخش وسیعی از جهان ما حکومت کردند. امروز در ر قرن 21 مخالفان سیاست و اندیشه ایدئولوژیک تبدیل به اکثریت شده‌اند و مکتب‌های ایدئولوژیک را محکوم می‌دانند.

اما سیر تحولات جامعه بشری نشان می‌دهد که اندیشة بشری در این قرن از جوش‌وخروش و انگیزه‌های حرکت آفرین انسانی تهی شده، درحالی‌که رگه‌های استعمار و استثمار و تضادهای طبقاتی و نفرت‌های نژادی و قومی و بی‌عدالتی‌ها در زیرپوست حاکمان و حکومتگران هنوز هم زنده و حتی برجسته‌اند. بدین‌جهت باید در یک حرکت دورانی دیگر روزی باید فرابرسد که دوباره جامعه بشری به‌سوی باورها و ایمان‌ها بازگردد و محرکه‌های ایدئولوژیک پیدا کند و با استثمار نوین مبارزه کند و نوعی از سوسیالیزم عدالت‌خواه و برابری طلب و معنویت عرفان محور و انسان‌محور را شعار دهد. مقالات این مجموعه به‌طور غالب تحت تأثیر فضای ایدئولوژیک و جهادی نیمة دوم قرن بیستم تا سال2000 است و هنوز هم فضای فکری آن دوره برایم جذابیت بیشتر دارد تا حرکت‌های تهی از هدف و آرمان و انگیزۀ کنونی. البته در این جلد و مجلدات بعدی چند مقاله یا سخنرانی وجود دارد که در سال‌های اخیر در کابل نوشته‌شده و در بعض نشریات چاپ‌شده است. اما اکثریت نوشته‌ها مربوط به ماقبل 1381 یا 2001 میلادی است و بعد از سال  1381 اکثر آثارم به‌صورت سخنرانی‌ها است که در مجموعه دیگری به نام «در مسیر تحول» گردآمده است. در پایان از همة دوستانی که در جمع‌آوری، تایپ، تصحیح و ویرایش این مجموعه کمک کرده‌اند، صمیمانه تشکر می‌کنم.

سرور دانش ـ بهار  1399 خورشیدی

نظرتان را بنویسید:

comment